Archive for the ‘خاطره’ Category

یعنی شاهزاده چه شکلیه؟

شنبه, مرداد ۳, ۱۳۸۸ ۶:۳۵ ۲ Comments

شب قبل: محمد:الو؟ علی هست؟ علی:بله،چه طوری محمد؟ خوبی؟ محمد:ممنون سلامت باشی،چی شد؟ ساعت چند؟ کیا رو میاری؟ علی:همون جای همیشگی محمد:شبستان سید محمد تمدن- زیر ساعت مکعبی وسط شبستان؟ (توضیح:شبستان امام خمینی،در زمان ریاست جمهوریآقای خاتمی ساخته شده و مهندس طراحش هم میرحسینه.برای همین بین بعضی ها به صحن سید محمد تمدن معروفه. ) [...]

ارسال شده در قسمت : خاطره, دل نوشته Tags: , , , ,

عراق… (قسمت اول)

شنبه, تیر ۲۷, ۱۳۸۸ ۱۹:۳۳ No Comments

بعد از پانزده ساعت طی مسیر قم تا شلمچه،ساعت شیش اتوبوس ایستاد.سریع رفتم پایین تا نماز صبح قضا نشده،خودمون رو به حسینیه برسونیم و نمازمون رو بخونیم.داشتم وارد حسینیه می شدم که حاج عباس بالاور صدام زد؛”شریع نمازت رو بخون می خواهیم بریم گمرگ!”.منم که سرم برای این کار ها درد می کرد،خیلی سریع قبول [...]

ارسال شده در قسمت : خاطره