هیچ کس تنها نیست…

دوشنبه, تیر ۱۵, ۱۳۸۸ ۱۶:۰۱
ارسال شده در قسمت : دل نوشته

هیچ کس تنها نیست…

می نشینم لب حوض…

خود را می بینم…

چشمانم…

ولی نمی توانم به آنها نگاه کنم…

از خود شرمنده ام…

من نتوانستم…

اصلاْ نمی توانستم…

اینجوری نگام نکن…

بیشتر خجالت می کشم…

آره تو حق داری…

ولی نمی تونم بهت حقتو بدم…

چی کار کنم؟؟؟

ازم می خوای خودمو بکشم؟؟؟

دیدی که فایده نداره من خیلی خرتر از این حرفام…

خوب نمی تونم خواسته تو بهت بدم…

آره تو فقط یه حسی…

چیز دیگه ای نمی تونم ازت انتظار داشته باشم…

اگه دوست داری تا آخر عمر عذاب بکش…

شدم یه موجود تو خالی!

توش خراب ترین خرابه دنیاس…

ولی بیرونو که می بینی چقد سرحاله…

هیچ خودتو ناراحت نکن

تازه شدم اونی که همه ی روانشناسا دوست دارن

یه مدل ایده آل!

آره هیچ کس تنها نیست…

ولی تو تنهام گذاشتی…

شاید یه لحظه…

ولی همون کافی بود تا بشم اینی که الآن هستم!

پخش کنید و لذت ببرید!
  • Print this article!
  • Turn this article into a PDF!
  • E-mail this story to a friend!
  • Digg
  • FriendFeed
  • Google Bookmarks
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • StumbleUpon
  • Technorati

۳ ديدگاه براي “هیچ کس تنها نیست…”

  1. فاطمه ایرانی گفته است :

    تیر ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۵:۲۵ ب.ظ

    “شدم یه موجود تو خالی!

    توش خراب ترین خرابه دنیاس…

    ولی بیرونو که می بینی چقد سرحاله…”
    آشنا میزنه!(:دی)

  2. م.ح. حیدری گفته است :

    تیر ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۷:۰۹ ب.ظ

    حرف دل خیلیاست!

  3. مینا .ر گفته است :

    تیر ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۵ ب.ظ

    متن قشنگی بود!

پاسخ به نوشته