دوباره دیدمت…

جمعه, تیر ۵, ۱۳۸۸ ۲۰:۳۸
ارسال شده در قسمت : شعر

ماه
دوباره دیدمت…

مثل همیشه می درخشیدی…

ازت چیزی پرسیدم…

و تو با لبخند همیشگیت سکوت رو به من تقدیم کردی…

پخش کنید و لذت ببرید!
  • Print
  • PDF
  • email
  • Digg
  • FriendFeed
  • Google Bookmarks
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • StumbleUpon
  • Technorati

۲ ديدگاه براي “دوباره دیدمت…”

  1. مینا .ر گفته است :

    تیر ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۸ ب.ظ

    گاهی سکوت میتونی حرفای ناگفته رو ترجمه کنه!

  2. shbkl گفته است :

    اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۹ در ۷:۳۳ ب.ظ

    سکوت چه زیباست
    وقتی کلمات
    گنجایش گفتن تورا

    ندارند

پاسخ به نوشته