نویسنده موضوع: اشعار طنز از شاعران طناز !  (دفعات بازدید: 6758 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین محـمّد

  • عضو هیئت موسس موسسه ی افق علم- معاون اول حزب حضور
  • *
  • تولید محتوا : 1
  • جنسيت : پسر
  • فعالیت : 49%
    کیفیت : 4%
    خلاقیت : 1%

  • استان: قم
  • مرکز سمپاد: شهید قدوسی
اشعار طنز از شاعران طناز !
« : ژوئن 25, 2009, 08:25:25 am »
سلام.این جا هر روز یه شعر طنز می ذاریم.هر کس که می تونه این کار رو انجام بده؛فقط یادتون نره که هر روز فقط یه شعر.

پنج شنبه:4 تیر.

ننجون و انتخابات
از تورم چه خبـــــــر؟ آمــــارو رو کن ننه جون!
بیا بـــــا خبرنگــــــــــارا گفتگــو کن  ننه جون!

شب میرم مناظره، عصــــــری برو یک تک پا
قیمت برنج رشتو  پرس و جو کن ننه جون!

رو نمــــــــودارای بانک مرکــــــــــزی آبی بزن
پستی و بلندیشو یه دست اُتو کن ننه جون!

بیا اصلا پیش من بشین و  زوم کن روی بحث
وقتی دیدی کم آوردم های و هو کن ننه جون!

اگــــــــه نامردا زدن خشتک حزبم پاره شد
نخ و سوزن بیار و فوری رفو کن ننه جون!

عین این قافیه مـــــــــون عین خیالت نباشه
هرکی گیر داد یه جوری رفع و رُجو(!) کن ننه جون!

کم آوردم من از این بگم-نگم های رقیب
تو بیا باهاش یه کم بگو-مگو کن ننه جون!

عصبانی نشی؟  چادرو نبندی به کمر؟
جلو دوربین بده، حفظ آبرو کن ننه جون!

وسط مناظــــــــــــره  با دو تا لیچار خفن
مجری برنامـــــــــه رو عین لبو کن  ننه جون!

همه آمارا و مدرکــــــــــــــا دروغن به خدا
استناد به حرف عمّه و عمو  کن ننه جون!

جاتو  خالی می بینم تـــــــــو گفتگوی خبری
بیا و به طــــــــــــور ویژه گفتگو کن ننه جون!

کارشناسا اگــــــــه رو حرف تو حرفی بزنن
چوب جاروتو  تو حلقشون فرو کن ننه جون!

واسه جمع کردن رای بیا بریم شمال شهر
یه سخنرانی برام عین هلو کن ننه جون!

چارقد گُل گُلی سرکن، یه کمی وَسمه بکش
نقشه ی پیرهنتو "آی لاو یو" کن ننه جون!

اینجوری جونِ ننه یه ذرّه هم حال نمیده[/]
جیغ و داد می کنی از ته گلو کن ننه جون![/]

آبروداری کـــــــــــــــن و  تهمت و افترا بزن
بچلون رقیبمــــــــــو، بی آبرو کن ننه جون!

انتخاباته دیگــــــه ،میگذره، بی صبری نکن
به دروغ و افترا  چن روزی  خو کن ننه جون!

رای مردم روزجمعه  کی رو میزون میکنه؟
واسه من کرور-کرور رای آرزو کن ننه جون!

*
قربـــــون شمّ سیاسیت! بوی حلوای کیه؟
کف دستای حنـــا بسته تو بو کن ننه جون!!

« آخرين ويرايش: سپتامبر 24, 2011, 03:41:35 am توسط سالاری »
ابدوالله یازهرا ماننسا حسینا

شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید

آفلاین دادا

  • 8ریشتری
  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • فعالیت : 16%
    کیفیت : 14%
    خلاقیت : 1%

  • مرکز سمپاد: دبیرستان فرزانگان
پاسخ : اشعار طنز از شاعران طناز !
« پاسخ #1 : ژوئیه 01, 2009, 09:14:41 pm »
شعر طنز رزم رستم و دیسک :تعجب:
_______________________________________
کنون رزم virus و رستم شنو
دگرها شنیدستی این هم شنو

که اسفندیارش یکی disk داد
بگفتا به رستم که ای نیکزاد

در این disk باشد یکی fileناب
که بگرفتم از site افراسیاب

برو سیر می کن بدین disk هان
که هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوی خانه اش
شتابان به دیدار رایانه اش

چو آمدبه نزد mini tower اش
بزد ضربه بر دکمه ی power اش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مران disk را در drive اش گذاشت

نکرد هیچ صبر و نداد هیچ افت
یکی list از root دیسکت گرفت

در آن disk دیدش یکی file بود
بزد enter آن جا و اجرا نمود

کز ان یک demo گشت زان پس عیان
و فیلم و به موزیک و شرح و بیان

به ناگه چنان سیستمش کرد hang
که رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگرباره reset نمود
همی کرد hang و همان شد که بود

تهمتن کلافه شد و داد زد
ز بخت بد خویش فریاد زد

چو تهمینه فریاد رستم شنود
بیامد که لیسانسش رایانه بود

بدو گفت رستم همه مشکلش
وز آن disk و برنامه خوشگلش

چو رستم بدو داد قیچی و ریش
یکی bootable دیسک آورد پیش

یکی اندر آن disk بود
برآورد آن را و اجرا نمود

همی گشت toolkit هارد اندرش
چو کودک که گردد پی مادرش

به ناگه یکی رمز virus یافت
پی حذف امضای ایشان شتافت

چو virus را نیک بشناختش
مر از boot sector برانداختش

یکی ضربه زد بر سرش toolkit
که هر بایت آن گشت هشتادbit

چنین گفت تهمینه با شوهرش
که این بار بگذشت از پل خرش

دگرباره اما جهالت مکن
ز رایانه اصلاً تو صحبت مکن

قسم خورد رستم به پروردگار
نگیرد دگر :بده: disk ز اسفندیار

« آخرين ويرايش: سپتامبر 24, 2011, 03:23:56 am توسط سالاری »
هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن

ترجیح میدهم با کفشهایم راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم .

آفلاین W^محمدحسین طالب

  • IM A WHITE BOARD
  • *
  • تولید محتوا : 1
  • جنسيت : پسر
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 2%
    خلاقیت : 2%

  • استان: تهرون
  • مرکز سمپاد: علامه حلی 3 تهران
پاسخ : اشعار طنز از شاعران طناز !
« پاسخ #2 : ژوئیه 24, 2009, 01:21:04 am »

هر کجا هستم، باشم به درک! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت!
من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد!
تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد!
فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت!
بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است!
پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست!
سيد خندان يه نفر
من اونقدرا هم بد نیستما !!!

آفلاین الهه پرهام

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    شاد و سرحال
    فعالیت : 54%
    کیفیت : 16%
    خلاقیت : 1%

  • استان: خوزستان
  • مرکز سمپاد: دبیرستان
پاسخ : اشعار طنز از شاعران طناز !
« پاسخ #3 : اوت 26, 2009, 01:20:22 pm »
خری آمد به سوی مادر خویش
بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش
برو امشب برایم خواستگاری
اگر تو بچه ات را دوست داری
خر مادر بگفتا ای پسر جان
تو را من دوست دارم بهتر از جان
ز بین این همه خرهای خوشگل
یکی را کن نشان چون نیست مشکل
خرک از شادمانی جفتکی زد
کمی عرعر نمود و پشتکی زد
بگفت مادر به قربان نگاهت
به قربان دو چشمان سیاهت
خر همسایه را عاشق شدم من
به زیبایی نباشد مثل او زن
بگفت مادر برو پالان به تن کن
برو اکنون بزرگان را خبر کن
به آداب و رسومات زمانه
شدند داخل به رسم عاقلانه
دو تا پالان خریدند پای عقدش
یه افسار طلا با پول نقدش
خریداری نمودند یک طویله
همانطوری که رسم است در قبیله
خر عاقد کتاب خود گشایید
وصال عقد ایشان را نمایید
دوشیزه خر خانم آیا رضایی
به عقد ایشان در نمایید
یکی از حاضرین گفتا به خنده
عروس خانم به گل چیدن برفته
برای بار سوم خر بپرسید
که خر خانم سرش یکباره جنبید
خران عرعر کنان شادی نمودند
به یونجه کام خود شیرین نمودند
به امید خوشی و شادمانی
برای این دو خر در زندگانی
« آخرين ويرايش: سپتامبر 24, 2011, 04:24:44 am توسط سالاری »
تو هی احترام میذاری هیچی نمیگی، اون هی نمی فهمه، تو هی سعی می کنی هیچی نگی خودش از رو بره، اون فکر می کنه خری و هیچی حالیت نیست، دیگه آخرش مجبور میشی بهش بگی، ببین، من خر نیستم، فقط نمیخوام به روت بیارم، بفهم !

-----------------------------------------------------
درد دارد ... وقتي همه چيز را مي داني ... و فکر مي کنند نمي داني ... و غصه مي خوري که مي داني ... و مي خندند که نمي داني ...

آفلاین الهه پرهام

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    شاد و سرحال
    فعالیت : 54%
    کیفیت : 16%
    خلاقیت : 1%

  • استان: خوزستان
  • مرکز سمپاد: دبیرستان
پاسخ : اشعار طنز از شاعران طناز !
« پاسخ #4 : اوت 26, 2009, 01:22:54 pm »

با اجازه استاد نظامی گنجوی

نخستین بار گفتش کز کجایی؟
مبادا هم محل، هم خاک مایی؟

چرا این دختر همسایه مان را
تو کردی خواستگاری بی خبر،ها؟!

چرا اورا تو کردی انتخابش؟
بگفتا: مطمئنم از جوابش!

بگفتم: نرخ مهرش با تو گفته؟
بگفتا: آن را که داده، کی گرفته؟!

بگفتم: بیشتر من دارمش دوست
بگفتا: اما مهمتر، پاسخ اوست!

بگفتم: دوستش داری چنان من؟
بگفتا: عشقت نه نان است و نه مسکن!

بگفتم: ازچه رو دارد قبولت؟
بگفتا: او گفته با من بهر پولت!

بخندیدم: این دلیلش نیست کافی!
بگفتا: آیا تو از خدمت معافی؟!

به ضرب پول، بنده روسفیدم
و سربازی خود را هم خریدم!

تو حتی یک موتور گازی نداری
خریدم من دو ماشین شکاری!

تو یک آلونک کوچک نداری
تو چون من خانه در پونک نداری!

به دانشگاه بودم سخت ساعی
ولی البته غیر انتفاعی!

بنابراین دلیلش هست کافی
نباید بیش از این مهمل ببافی

بگفتم: اما منم فرهاد عاشق
بگفتا: ازغصه اش باید کنی دق!
تو هی احترام میذاری هیچی نمیگی، اون هی نمی فهمه، تو هی سعی می کنی هیچی نگی خودش از رو بره، اون فکر می کنه خری و هیچی حالیت نیست، دیگه آخرش مجبور میشی بهش بگی، ببین، من خر نیستم، فقط نمیخوام به روت بیارم، بفهم !

-----------------------------------------------------
درد دارد ... وقتي همه چيز را مي داني ... و فکر مي کنند نمي داني ... و غصه مي خوري که مي داني ... و مي خندند که نمي داني ...

آفلاین الهه پرهام

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    شاد و سرحال
    فعالیت : 54%
    کیفیت : 16%
    خلاقیت : 1%

  • استان: خوزستان
  • مرکز سمپاد: دبیرستان
پاسخ : اشعار طنز از شاعران طناز !
« پاسخ #5 : اوت 26, 2009, 03:32:18 pm »
من هلاک تو و خاک زیر پاتم، توپولف!
من زمین خوردهی جعبه ی سیاتم، توپولف!
کشتهی تیپ زدن و قـدّ و بالاتم، توپولف!
مردهی ریپ زدن و ناز و اداتم، توپولف!
قربـون اون نوسانــات صداتم، توپولف!
یه کلوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!



من هواپیما ندیدم اینجوری ناز و ملــوس
میپری پر می زنی روی هوا عین خروس!
بذار ایرباس واست عشوه بیاد- دراز لوس-
بدگِلا چش ندارن ببیننت، خوشگل روس!
قربون چشات برم، محــو نیگاتم ، توپولف
یه کلوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
مـــا رو میبری نقـــاط دیدنی وقت فرود
گاهی وقتا سر کـــــوه و گاهی وقتا ته رود
می فرستن همه تا سه روز به روحمون درود
می خونه مجری سیما واسمون شعر و سرود
چرا ماتم می گیرن ، مبهوت و ماتم توپولف!
یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!


وقتی عشقت میکشه گاهی با کلّه می شینی
به جـــــای باند فرود، توی محلّه می شینی
یا میری تــــوی ده و رو سر گلّه می شینی
زودی مشهور میشی، رو جلد مجلّه می شینی
پی گیرعکســــــا و تیتر خبراتم توپولف!
یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!


می خوام از خدا که یک لحظه نشم از تو جدا
چونکه وقتی باهاتم هی می کنم یـــــاد خدا
بدون نذر و نیـــاز بــــــا تو پریدن ، ابدا!
می کنم بعد فرود تمــــوم نذرامـــــو ادا
واســه جنّت بلیتت گشتــــه براتم، توپولف!
یه کلـــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!


تو که هی رفیقــــای ایرونیتو یاد می کنی
کی میگه تــــو انبارای روسیه باد می کنی؟
ما رو پیک نیک می بری، سقوط آزاد می کنی
خدا شــــادت بکنه ، روحمونو شاد میکنی
بری تا اون سر اون دونیا(!) باهاتم، توپولف!
یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
[/b]
تو هی احترام میذاری هیچی نمیگی، اون هی نمی فهمه، تو هی سعی می کنی هیچی نگی خودش از رو بره، اون فکر می کنه خری و هیچی حالیت نیست، دیگه آخرش مجبور میشی بهش بگی، ببین، من خر نیستم، فقط نمیخوام به روت بیارم، بفهم !

-----------------------------------------------------
درد دارد ... وقتي همه چيز را مي داني ... و فکر مي کنند نمي داني ... و غصه مي خوري که مي داني ... و مي خندند که نمي داني ...

آفلاین sTreeT^MeYo

  • ΛмσяΣ MєYσ
  • *
  • تولید محتوا : 2
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    بی تفاوت
    فعالیت : 1%
    کیفیت : 4%
    خلاقیت : 1%

  • استان: تهران
  • مرکز سمپاد: High School Of DEATH h3lli
سرانجام قصه چت
« پاسخ #6 : اوت 28, 2009, 10:23:07 am »
شدم با چت اسیر و مبتلایش
                                     شبا پیغام می دادم از برایش         
 
به من می گفت هیجده ساله هستم
                                     تو اسمت را بگو، من هاله هستم

بگفتم اسم من هم هست فرهاد
                                    ز دست عاشقی صد داد و بیداد

بگفت هاله ز موهای کمندش
                                    کمان ِابرو و قد بلندش

بگفت چشمان من خیلی فریباست
                                   ز صورت هم نگو البته زیباست

ندیده عاشق زارش شدم من
                                    اسیرش گشته بیمارش شدم من

ز بس هرشب به او چت می نمودم
                                   به او من کم کم عادت می نمودم

در او دیدم تمام آرزوهام
                                   که باشد همسر و امید فردام 

برای دیدنش بی تاب بودم
                                  زفکرش بی خور و بی خواب بودم

به خود گفتم که وقت آن رسیده
                                  که بینم چهره ی آن نور دیده

 به او گفتم که قصدم دیدن توست
                                 زمان دیدن و بوییدن توست

ز رویارویی ام او طفره می رفت
                                 هراسان بود او از دیدنم سخت

خلاصه راضی اش کردم به اجبار
                                 گرفتم روز بعدش وقت دیدار

رسید از راه، وقت و روز موعود
                                 زدم از خانه بیرون اندکی زود 

چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت
                                 توگویی اژدهایی بر من آویخت

به جای هاله ی ناز و فریبا
                                 بدیدم زشت رویی بود آنجا

ندیدم من اثر از قد رعنا
                                 کمان ِابرو و چشم فریبا

مسن تر بود او از مادر من
                                 بشد صد خاک عالم بر سر من

ز ترس و وحشتم از هوش رفتم
                                 از آن ماتم کده مدهوش رفتم

به خود چون آمدم، دیدم که او نیست
                                دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست

به خود لعنت فرستادم که دیگر
                                نیابم با چت از بهر خود همسر

بگفتم سرگذشتم را به «نیما»
                                به شعر آورد او هم آنچه بشنید

که تا گیرند از آن درس عبرت
                                سرانجامی ندارد قصّه ی چت
دوره ی 13 همیشه با سمپاد میمونه

دنبال شر نیستم
فقط میگم این رسمش نی
اگه دیگه منو ندیدید بدرود

آفلاین t3r!p3000

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : پسر
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 7%
    خلاقیت : 1%

  • استان: خراسان
  • مرکز سمپاد: دانشجویم بحساب
حسنی نگو ..... !
« پاسخ #7 : اكتبر 31, 2009, 01:20:58 pm »

حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه
نه سیما جون ،نه رعنا جون
نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود
تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !
باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم
به دخترا دل می بازی ؟!
نه نمی دم نه نمی دم


گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها
گلیه چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونی
که شب برم به مهمونی
گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین
یه کمی به من سواری می دی ؟!
نه که نمی دم
چرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم
اما تو چی ؟
نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه


در واشد و پریچه
با ناز اومد توو کوچه
پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری ،از اون بالا
نگاه می کرد توو کوچه را
داد زد وگفت : اوی ! بی حیا
برو خونه تون تورا بخدا
دختر ریزه میزه
حسابی فرز وتیزه
اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه


نازی اومد از استخر
تو پوپکی یا نازی ؟
من نازی جوانم
میای بریم کافی شاپ؟
نه جانم
چرا نمی ای ؟
واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب
اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه


حسنی یهو مثه جت
رسید به یک کافی نت
ان شد ورفت تو چت رووم
گپید با صدتا خانووم!
هیشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چی هستی ؟
تو دنیای مجازی
علافی کرد وبازی
خوشحال وشادمونه
رفت ورسید به خونه
باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام
چاهارتا شرعن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام
حسنی اومد موهاشو
یه خورده ابروهاشو
درست وراست وریس کرد
رفت و توو کوچه فیس کرد
یه زن گرفت وشاد شد
زی ذی شد و دوماد شد


 :خجسته:
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند ، و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد . . .
کاش میشد لحظه ای ابله نبود . . . !
کاش میشد . . .
دکتر شریعتی

آفلاین الهه پرهام

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    شاد و سرحال
    فعالیت : 54%
    کیفیت : 16%
    خلاقیت : 1%

  • استان: خوزستان
  • مرکز سمپاد: دبیرستان
تفسیر شعر یه توپ دارم قلقلیه...
« پاسخ #8 : نوامبر 26, 2009, 03:26:29 pm »
يه توپ دارم قلقليه
سرخ و سفيد و آبيه
مي زنم زمين، هوا مي ره
نمي دوني تا کجا مي ره
من اين توپو نداشتم
مشقامو خوب نوشتم
بابام بهم عيدي داد
يه توپ قلقلي داد

يه توپ دارم قلقليه :
از آنجا که همه ي توپها قلقلي هستند؛ اين مصرع نشان حماقت شاعر است. يا بيانگر اين موضوع است که شاعر توپ هاي مثلثي و مربعي و لوزي هم داشته ولي حالا فقط مي خواهد در مورد آن توپش که قلقلي است، صحبت کند. در هر صورت مي توان اين فرضيه را هم در نظر گرفت که شاعر مي خواسته در لفافه و با استفاده از آرايه هاي ادبي نظير تشبيه و استعاره، به گردي زمين که مرحوم گاليور (!) آن را به اثبات رساند، تاکيد کند.


سرخ و سفيد و آبيه:
اين سه رنگ که نماد پرچم فرانسه است، نشان دهنده ي فرانسوي بودن توپ مورد نظر است. حالا چرا فرانسه؟ خدا مي داند!


مي زنم زمين هوا مي ره/ نمي دوني تا کجا مي ره:
اين مصراع گوياي مکان سروده شدن شعر است. جايي بيرون از جو زمين. چون اين مصراع بحث جاذبه ي زمين را نقض مي کند و در ادامه به لايتناهي بودن دنيا اشاره دارد که مسلماً به من و شما هيچ ربطي ندارد.


من اين توپو نداشتم/ مشقامو خوب نوشتم:
فقر! نداشتن توپ و آتاري و پلي استيشن و ... باعث شده که شاعر از درد نداري و بدبختي بنشيند و درس بخواند و مشق هايش را خوب بنويسد. براي مثال اکثر فوتباليست ها که هميشه با توپ سر و کار دارند، وضعيت درسي مساعدي ندارند.


بابام بهم عيدي داد / يه توپ قلقلي داد:
اين مصراع هيچ تفسير خاصي ندارد! جز اينکه شاعر از آرايه ي خالی بندی استفاده کرده است.
__________________
تو هی احترام میذاری هیچی نمیگی، اون هی نمی فهمه، تو هی سعی می کنی هیچی نگی خودش از رو بره، اون فکر می کنه خری و هیچی حالیت نیست، دیگه آخرش مجبور میشی بهش بگی، ببین، من خر نیستم، فقط نمیخوام به روت بیارم، بفهم !

-----------------------------------------------------
درد دارد ... وقتي همه چيز را مي داني ... و فکر مي کنند نمي داني ... و غصه مي خوري که مي داني ... و مي خندند که نمي داني ...

آفلاین sTreeT^MeYo

  • ΛмσяΣ MєYσ
  • *
  • تولید محتوا : 2
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    بی تفاوت
    فعالیت : 1%
    کیفیت : 4%
    خلاقیت : 1%

  • استان: تهران
  • مرکز سمپاد: High School Of DEATH h3lli
اگر یک نفر نیمه شب چت کند....!
« پاسخ #9 : ژانویه 07, 2010, 04:18:44 pm »
اگر يک نفر نيمه شب چت کند ...

يکي از بزرگان حکايت کند



اگر يک نفر نيمه شب چت کند

و با فرد بيگانه صحبت کند

و کم کم به چت کردن عادت کند

و يک ساعتش را سه ساعت کند

و هر شب به فردي محبت کند

به افراد قبلي خيانت کند

و با بي خيالي جنايت کند

نه حدّ و حدودي رعايت کند

و اچ آي وي ِ خويش مثبت کند

و اين قصه را پر حرارت کند

براي رفيقش روايت کند

چنانکه رفيقش حسادت کند

و او هم رود نيمه شب چت کند

و با فرد بيگانه صحبت کند

و کم کم به چت کردن عادت کند

و يک ساعتش را سه ساعت کند

و هر شب به فردي محبت کند

به افراد قبلي خيانت کند

و با بي خيالي جنايت کند

نه حد و حدودي رعايت کند

و اچ آي وي ِ خويش مثبت کند

و اين قصه را پر حرارت کند

براي رفيقش روايت کند

چنانکه رفيقش حسادت کند

و او هم رود نيمه شب چت کند:))
دوره ی 13 همیشه با سمپاد میمونه

دنبال شر نیستم
فقط میگم این رسمش نی
اگه دیگه منو ندیدید بدرود

آفلاین Diablo

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : پسر
  • فعالیت : 1%
    کیفیت : 17%
    خلاقیت : 1%

  • استان: kerman
  • مرکز سمپاد: pish allame of hell
پیغام گیر شعرا
« پاسخ #10 : فوریه 26, 2010, 01:45:46 pm »
پارسال در یکی از انجمنها-ساده دل- مسابقه ای برگزار شد با عنوان پیغام گیر شعرا. هر کسی شعری گفت. اینجا شعرها و مال من.


برگزیده ها
پیغام گیر حافظ :

رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور !


پیغام گیر سعدی:

از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم

پیغام گیر فردوسی :

نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب


پیغام گیر خیام:

این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد!



پیغام گیر منوچهری :

از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم!



پیغام گیر مولانا :

بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم  شادان شوم!
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!



پیغام گیر بابا طاهر:

تلیفون کرده ای جانم فدایت!
الهی مو به قوربون صدایت!
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت!




رضا براهنی:
زنگ را بزنگ، بزنگ که زنگیدن به زیر ماه
در گاه بیگاهی که خانه نیستم
پاسخی برای زنگی که میزنگی نخواهد بود. . .
لیک دیگر نزنگ
زنگ خود را رها بکن
آنگاه که به خانه بازگشتیدمممم
زننننگ
زننننننگ
زننننننننننننننگ
زنننننننننننننننننننگ
خواهم زنگید

پیغام گیر نیما :

چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت  چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش




پیغام گیر شاملو :

بر آبگینه ای از  جیوه  ء سکوت
سنگواره ای از  دستان  آدمی
تا آتشی و  چرخی که آفرید
تا  کلید واژه ای  از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویمت
آنگاه که توانستن سرودی است


پیغام گیر سایه :

ای صدا و سخن توست  سرآغاز جهان
              دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
         به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز  کتمان



پیغام گیر فروغ :

نیستم.. نیستم..
اما می آیم.. می آیم ..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار
می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم داد




آثار شرکت داده شده ی من

رودکی:
باز زنگ مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
زنگ خواهد زد مشترک آن لحظه کو
باز سوی بوستان آید همی


پروین اعتصامی:

هم اکنون در داخل کد بالین نیست   
در خانه خود کنون همی پروین نیست
گرچه جز تلخی از ایام ندید
پیغام گذارید ولیکن سخنش شیرین نیست (!)

شهید بلخی:
اگر زنگت  چو آتش دود بودی   
جهان تاریک ماندی جاودانه
چرا این زنگ را میسُزانی       
بذار آن پیغُمت را شادمانه


رضا براهنی:
زنگ را بزنگ، بزنگ که زنگیدن به زیر ماه
در گاه بیگاهی که خانه نیستم
پاسخی برای زنگی که میزنگی نخواهد بود. . .
لیک دیگر نزنگ
زنگ خود را رها بکن
آنگاه که به خانه بازگشتیدمممم
زننننگ
زننننننگ
زننننننننننننننگ
زنننننننننننننننننننگ
خواهم زنگید


سهراب سپهری:
« نمره دوست چه بود؟ » در فلق بود که پرسید سوار.
گوشی ام مکثی کرد.
زنگ من شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی فردا بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
"خانه من آن تو ست!
در کنون گاه ولی
 خانه من خالیست.
پس پیامت بگذار
و به زنگ در خورشید نگاهی انداز
تو مرا خواهی دید.
تو مرا خواهی دید."

عبید زاکانی:
الان در . . . هستم ولی. . . پس تو ای. . .. یا . . . را میگذاری یا من تو را. . . .. هر وقت از .... به .... آمدن با شما تماس از نوع غیر افلاطونی اش . . . ..   .
« آخرين ويرايش: فوریه 26, 2010, 01:48:29 pm توسط Diablo »
ساحلِ افتاده گفت : گرچه بسی زیستم
هیچ نه معلوم شد؛ آه که من کیستم
موج ز خود رفته ای , تیز خرامید و گفت:
"هستم اگر میروم, گر نروم نیستم"

on Facebook :
   شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید

on Persianblog : 
شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید

آفلاین عطیه موسویان

  • *
  • تولید محتوا : 7
  • جنسيت : دختر
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 3%
    خلاقیت : 2%

  • استان: تهران
  • مرکز سمپاد: فرزانگان 1 تهران
مناجات نامه خواجه عبدالله رایانه ای(!)
« پاسخ #11 : مارس 10, 2010, 07:19:52 pm »
این مطلب را در سایت 4joke دیدم خوشم اومد! گفتم شما هم لذت ببرید! (امیدوارم جالب باشه!) (به نظر من طنز بود!! طنز بود دیگه؟!؟! )

اي خدا hard دلم format نما / از فريب ناکسان راحت نما

جمله ويروسند مردمان دون / استغيرالله مما يفترون

فايل عشقت را کپي کن در دلم / deltree کن شاخه هاي باطلم

jumper روح خلائق set نما / گام هاشان در رهت ثابت نما

گر ز انفاست دلي scan شود / از شرور ديد و دذ ايمن شود

بهر روي زرد سيمين تن فرست / بهر دم‌هاي پر آستر fan فرست

اي خدا file عذابت run مکن / با ضعيفان هيچ جز احسان مکن

از همان صبحي که اول گل دميد / بي نياز از cod خدايش آفريد

کارگاه آفرينش cod نداشت / ram نبود و mouse آن همpad نداشت

عشق گل حق در دل بلبل نهاد / بر شقايق داغ چون lable نهاد

system عشقش بري از هرerror / گوهر مهرش در سينه همچو دُر

عشق نرم افزار راه انداز ماست / عشق password و وصال کبرياست

خالي از عشق و محبت دل مباد / بي صفا چون عاصي intel مباد

بهتر آن باشد سرودن ول کنم / زين تن خاکي دَمي dos shell کنم
دیگه داریم به  سال جهارم (!) نزدیک میشیم.... کم کم .. خداحافظ.. خوبی بدی دیدین حلال کنین لطفا.... :لطفا: و دعا کنید لطفا :لطفا:

آفلاین عطیه موسویان

  • *
  • تولید محتوا : 7
  • جنسيت : دختر
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 3%
    خلاقیت : 2%

  • استان: تهران
  • مرکز سمپاد: فرزانگان 1 تهران
مناجات نامه خواجه عبدالله رایانه ای(2)
« پاسخ #12 : آوریل 09, 2010, 11:59:31 am »
این ورژن 2 اون قبلیه..! بازم از 4joke

ای خدا HARD دلم FORMAT مکن / FILD من را خالی برکت مکن

OPTION غم را خدايا ON مکن / FILE اشکم را خدايا RUN مکن

DELTREE کن شاخه های غصه را / سردی و افسردگی را هرسه را

JUMPER شادی بيا تا SET کنيم / سيستم اندوه را RESET کنيم

نام تو PASSWORD درهای بهشت / آدرس E-MAIL سايت سرنوشت

ای خدا روز عزل CAD داشتی /MOUSE داشتی تو مگر PAD داشتی؟

که چنين طرح D3 می‌زدی / طرح خود بر روی CD می‌زدی؟

تا نيفتد BUG در انديشه‌مان / تا که ويروسی نگردد ريشه‌مان

ای خدا از بهر ما ايمن فرست / بهر دلهای پرآتش FAN فرست

ای خدا حرف دلم با کی زنم؟ / HELP می‌خواهم که F1 می‌زنم!
دیگه داریم به  سال جهارم (!) نزدیک میشیم.... کم کم .. خداحافظ.. خوبی بدی دیدین حلال کنین لطفا.... :لطفا: و دعا کنید لطفا :لطفا:

آفلاین عطیه موسویان

  • *
  • تولید محتوا : 7
  • جنسيت : دختر
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 3%
    خلاقیت : 2%

  • استان: تهران
  • مرکز سمپاد: فرزانگان 1 تهران
بی تو مهتاب شبی .. مدرن!
« پاسخ #13 : مه 05, 2010, 05:21:45 pm »
هیچ فکر کردین که اگر زنده یاد آقا فریدون خان مشیری میخواست اون شعرمعروف و محبوب « بی تو مهتاب شبی....» رو امروزه بگه ،چطوری میگفت؟

بی تو On line شبی باز از آن Room گذشتم
همه تن چشم شدم . دنبال ID ی تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از Case وجودم
شدم آن User ديوانه که بودم
وسط صفحه Room , Desktop ياد تو درخشيد
Ding صد پنجره پيچيد
شکلکی زرد بخنديد
يادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتيم
Room گشوديم و در آن PM دلخواسته گشتيم
لحظه ای بی خط و پيغام نشستيم
تو و Yahoo و Ding و دنگ
همه دلداده به يک Talk بد آهنگ
Windows و Hard و Mother Board
آريا دست برآورده به Keyboard
تو همه راز جهان ريخته در طرز سلامت
من بدنبال معنای کلامت
يادم آمد که به من گفتی از اين عشق حذر کن
لحظه ای چند بر اين Room نظر کن
Chat آئينه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به Email ی نگران است
باش فردا که PM ات با دگران است
تا فراموش کنی چندی از اين Log Out , Room کن
باز گفتم حذر از Chat ندانم
ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم
روز اول که Email ام به تمنای تو پر زد
مثل Spam تو Inbox تو نشستم
تو Delet کردی ولی من نرميدم نه گسستم
باز گفتم که تو يک Hacker و من User مستم
تا به دام تو درافتم Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودی . نرميدم . نگسستم
..........
Room ی از پايه فرو ريخت
Hacker ی Ignor تلخی زد و بگريخت
Hard بر مهر تو خنديد
PC از عشق تو هنگيد
..........
رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگرهم
نگرفتی دگر از User آزرده خبر هم
نکنی دگر از آن Room گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن Room گذشتم
دیگه داریم به  سال جهارم (!) نزدیک میشیم.... کم کم .. خداحافظ.. خوبی بدی دیدین حلال کنین لطفا.... :لطفا: و دعا کنید لطفا :لطفا:

آفلاین hidden_nodeti

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • فعالیت : 64%
    کیفیت : 12%
    خلاقیت : 1%

  • استان: آذربایجان غربی
  • مرکز سمپاد: فرزانگان ارومیه
اهل سمپادم من...
« پاسخ #14 : مه 09, 2010, 04:30:19 pm »
اهل سمپادم من

روزگارم خوش نيست

قلمي دارم.خرده ناني.سرسوزن ذوقي

وكلاسي كه در اين نزديكيست پشت آن كوه بلند

اهل سمپادم من

پيشه ام ورزدن است

گاهگاهي مينويسم تكليف ميسپارم به شما

تا به يك نمره ي بيست كه در آن زندانيست دلتان تازه شود

چه خيالي چه خيالي

ميدانم ورزدن بيهوده است ميدانم دانشم كم عمق اس

اهل سمپادم من

قبله ام خرخواني جانمازم جزوه مهرم تك صندلي

عشق از پنجره ها ميگيرم

همه ي ذرات مخ من متبلور شده است

درسهايم را وقتي ميخوانم كه خر ميكشد خميازه

مرغ وماهي خوابند

خوب يادم هست كه دبستان باغ آزادي بود

درسها را آنروز حفظ ميكردم در خواب

امتحان چيزي بود مثل آب خوردن

درس بي رنجش مي خواندم

نمره بي خواهش ميگرفتم

تا معلم چيز چيزي ميكرد همه غش ميكردند

وكلاس چه زيبا بود ومعلم چه حوصله داشت

درس خواندن آنروز مثل يك بازي بود

كم كمك دور شدم ازآنجا

بار خود رابستم

عاقبت رفتم سمپاد به محيط خس آموزش

رفتم از پله ي سمپاد بالا بارها افتادم

اهل سمپادم من

اهل سمپادم من
برای اینکه شروع کنی لزوما" نباید بزرگ باشی ولی برای اینکه بزرگ بشی لزوما" باید شروع کنی.
شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید

آفلاین امیر محمد صهبائی فردوسی

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : پسر
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 4%
    خلاقیت : 1%

  • استان: خراسان رضوی
  • مرکز سمپاد: دبیرستان شهید هاشمی نژاد 1
پاسخ : اشعار طنز از شاعران طناز !
« پاسخ #15 : مه 09, 2010, 04:39:19 pm »
مرد آمد و دردی به دل عالم شد
از روز ازل قسمت زن ها غم شد
در دفتر خاطرات حوا خواندم
جانم به لبم رسید تا آدم شد
!!!!
« آخرين ويرايش: سپتامبر 24, 2011, 04:26:47 am توسط سالاری »
شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید |شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید |شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید  |شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید  |شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید|شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید 

برای شروع خوبه اینارو استفاده کنیم:
درود رو به جای سلام اعراب
  ممنون/مرسی/متشکرم=سپاس گذارم   |   تبریک=شادباش/فرخنده باد  |   خداحافظ=بدرود/خدانگهدار   |   جواب=پاسخ   |   بی خبر=نا آگاه   |   لغت/کلمه=واژه   |   حرف/قول/کلام=گفته/سخن   |   عذر=پوزش   |   شروع=آغاز 

نمی ترسم اگه گاهی دعامون بی اثر میشه/همیشه لحظه ی آخر خدا نزدیک تر میشه

آیدیم هک شده.این آیدی جدیدم دوست داشتید و کار داشتید اد کنید:amir_2007ff

اگه رو صندلیداغ بشینم میاید سوال بپرسید؟با پ.خ جواب بدید اگه زیاد بودید بشینم!

آفلاین عطیه موسویان

  • *
  • تولید محتوا : 7
  • جنسيت : دختر
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 3%
    خلاقیت : 2%

  • استان: تهران
  • مرکز سمپاد: فرزانگان 1 تهران
پاسخ : اشعار طنز از شاعران طناز !
« پاسخ #16 : مه 12, 2010, 05:58:12 pm »
*این متن بد نبود... اما یه نکته ای که بیشتر خواستم بگم به اون بخش بلد شده برمیگرده... خوبه بهش دقت کنیم... درسته طنزه... اما نشون میده که ما باید یکم به خودمون بیایم!!

نبــــــــــــرد رســـــــتـــــم و جـــــــومــــــــونگ(خیلی باحاله)

کنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنیدستی این هم شنو

به رستم چنین گفت اون جومونگ!

ندارم ز امثال تو هیچ باک
که گر گنده ای من ز تو برترم
اگر تو یلی من ز تو یلترم

رستم انگار بهش برخورد، یهو قاطی کرد و گفت:

منم مرد مردان ایران زمین
ز مادر نزادست چون من چنین
تو ای جوجه با این قد و هیکلت
برو تا نخورده است گرز بر سرت

جومونگ چشماشو اونطوری گشاد کرد و گفت:

تو را هیچ کس بین ایرانیان
نمی داندت چیست نام و نشان
ولی نام جومونگ و سوسانو را
همه میشناسند در هر مکان
تو جز گنده بودن به چی دلخوشی
بیا عکس من را به پوستر ببین
ببین تی وی ات را که من سوژشم
ببین حال میدن در جراید به من
منم سانگ ایل گوکه نامدار
ز من گنده تر نامده در جهان
تو در پیش من مور هم نیستی
کانال ۳ رو دیدی؟ کور که نیستی


در اینحال رستم پهلوان، لوتی نباخت و شروع به رجز خوانی کرد:

چنین گفت رستم به این مرد جنگ
جومونگا ! تویی دشمنم بی درنـگ
چنان بر تنت کـــوبم ایـــن نعلبکی
که دیگر نخواهی تو سوپ، آبــکی
مگـــر تو نـــدانی که مـن کیستم؟
من آن (تسو) سوسولت! نیستم
منم رستم، آن شیر ایــران زمین
(بویو) کوچک است در نگاهم همین

بعد از رجز خوانی رستم پهلوان، جومونگ از پشت تپه ای که آنجا پنهان شده بود آمد:

جومونگ آمد از پشت تل سیاه
کنارش(یوها) مــادر بی گنـاه!
بگفت:هین! منم آن جومونگ رشید
هم اینک صدایت به گوشــم رسید
(سوسانو) هماره بود همسرم
دهــم من به فرمان او این سرم
چون او گفته با تو نجنگم رواست
دگر هر چه گویم به او بر هواست!

و بعد از حرفهای جومونگ درد دل رستم آغاز گردید:

و این شد که رستم سخن تازه کرد
که حرف دلش گفت (پس کو نبرد؟!)
بگفت ای جومونگا که حرف دل است
که زن ها گـــرفتند اوضــاع به دست
که ما پهلوانیم و این است حالمان
که دادار باید رسد بر دل این و آن!

و اینچنین شد که دو پهلوان همدیگر را در آغوش گرفتند و بر حال خود گریه سر دادند:

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهــــــاران
کز سنگ ناله خیزد بر حال ما جوانان!


دیگه داریم به  سال جهارم (!) نزدیک میشیم.... کم کم .. خداحافظ.. خوبی بدی دیدین حلال کنین لطفا.... :لطفا: و دعا کنید لطفا :لطفا:

آفلاین محمد غفوریان

  • *
  • تولید محتوا : 1
  • جنسيت : پسر
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 11%
    خلاقیت : 2%

  • استان: خراسان رضوي-مشهد
  • مرکز سمپاد: دبيرستان شهيد هاشمي نژاد 1
شعر نو (طنز)
« پاسخ #17 : مه 12, 2010, 08:16:45 pm »
خونه‌مون عیدا پر مهمونه
میرن مهمونا از اونا فقط
آشغالِ میوه به جا می مونه!

 

کجاست اون کیوی؟ چی شد نارنگی؟
کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه !

 

جعبه خالی ِ شیرینی هنوز
گوشه ی طاقچه پیش گلدونه
عطرش پیچیده تا آشپزخونه
شیرینیش کجاست؟ خدا می‌دونه

 

میرن مهمونا از اونا فقط
جعبه ی خالی به جا می مونه!

 

از بس خونه رو به هم می ریزن
آدم مثل اسب(!) تو گِل می مونه
یکی نیست بگه خداوکیلی
جای پوست پسته توی قندونه؟!

 

قند نصفه‌ی عموجون هنوز
خیس و لهیده ته فنجونه
حالا خداییش قندش مهم نیست
کنار اون قند نصف دندونه!

 

میرن مهمونا از اونا فقط
نصفه‌ی دندون به جا می مونه!!

 

پسته‌ی خندون، بادوم شیرین
فندق در باز، مال مهمونه


«پرسید زیر لب یکی با حسرت»:
که از این آجیل، به غیر از تخمه،
واسه ما بعدها چی چی می‌مونه؟

 .

 .

 .



اميدوارم خوشتون اومده باشه اگر هم نيومده  بگين تا برش دارم
در ضمن اگر انتقاد و پيشنهادي نسبت به اين انجمن دارين همين زير بنويسين منم تمام تلاشمو براي بهتر شدن اين انجمن ميكنم

 

آفلاین سالاری

  • *
  • تولید محتوا : 6
  • حالت من:
    خونسرد
  • مدال ها این نشان به مدیر انجمن هایی تعلق ميگيرد كه انجمنشان رو به بهترین شکل اداره کنند.
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 67%
    خلاقیت : 3%

  • استان: یزد
پاسخ : اشعار طنز از شاعران طناز !
« پاسخ #18 : مه 14, 2010, 03:29:14 pm »
* جنگ من و عیال

این شب جمعه سر چند تا دونه چوب بلال

باز جنگی شد میان ما و سرکار عیال

بین جنجال و کتک کاری و بحث و گفتگو

کردمش تهدید جدی بر هفش ده تا هوو

پاتکی زد با سلاح گریه های بی امان

رفت و با مادر زنم بگذاشت آنرا در میان

روز دیگر اول صبح خروسخون خدا

شد خراب آوار رویم چشم بد دور از شما

مادرش آمد به ظاهر مهربان ، پنداشتی

تاکتیک جنگ را کرده بدل با آشتی

غیظ خود را کرده پنهان ، با وقار و با ادب

جای تعریف از زنم در مدح خود بگشود لب

گفت حتما تو مرا با دیگران سنجیده ای

مهربان تر از من آیا هیچکس را دیده ای

من برایت مهربان تر بوده ام یا مادرت

خاله ات یا عمه ات یا دایه ات یا خواهرت

تو بدی از ما چه دیدی ای نپخته نوجوان

فیل تو دیشب شنیدم رفته تا هندوستان

گفتمش آری به قربان قد و بالات من

مادر تنها عیالم ، خاک زیر پات من

آن قدر خوبی که دیشب پیش خود پنداشتم

کاش ده تا چون تو مادر زن به دنیا داشتم!

محمد رضا عالی پیام
همه چی از یاد آدم می ره مگه یادش که همیشه یادشه...

آفلاین سجاد عزتی

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : پسر
  • فعالیت : 1%
    کیفیت : 5%
    خلاقیت : 1%

  • استان: خراسان رضوی
  • مرکز سمپاد: شهید هاشمی نژاد1
پاسخ : اشعار طنز از شاعران طناز !
« پاسخ #19 : مه 15, 2010, 01:47:14 pm »
بيا اي مهربان تر بيا اي ذهن تبدار چغندر !

به حال بنده بنگر ببين دستان بي انصاف فرهنگ

چطوري بنده را اينجا تك انداخت

الاغ بد لگام بخت و اقبال

به مخلص جفتك انداخت

من اكنون شاعري آوازه خوانم،جوانم

 پر است از شعر نو، احساسدانم !

***

تمام شعرهاي من قشنگ است

مضامين كلام بنده شادند

گشادند

ولي سوراخ رزق بنده تنگ است !

در اين جا اندكي جاي درنگ است !!

***

بله، من شاعر عصر فضايم

براي اين كه از امواج موزون كلاسيك،جدايم- به جان بچه هايم !_

زبان بنده مقداري دراز است !چرا؟ چون شعر من پر رمز و راز است !

بيا اي جان شيرين !بيا پهلوي من يك لحظه بنشين

بيا از راهيان شعر نو شو

كنار دفتر شعرم « ولو » شو

بخوان از دفترم ، شعري به صد شوق

بگو : « به به ، به اين ذوق ! »

***

هلا ! اي آشناي احتمالي

از اين اشعار عالي

بگير از من دو كيلو

به جايش بده يك كاسه از آن آش آلو !

كه اين، با آن يكي ، از حيث تأثير

ندارند هيچ توفير !

به نقل از وبلاگ آقای محمد زرويي

...اول صداتو میکشم/بعد میرسم به خنده هات
حقه هاتم رو میکنم/بعد وا میمونم تو نگات
دوتا نگاه خمار و خواب/یکم غرور یه ذره منگ
نه نمیشه در نمیاد/یه جاش بد جور میزنه لنگ...
اينم آى دى ياهوم:sajjadezzati@yahoo.com

 

Powered by SMF 2.0 | SMF © 2006–2009, Simple Machines LLC