نویسنده موضوع: اشعار طنز از شاعران طناز !  (دفعات بازدید: 6758 بار)

0 کاربر و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین jazebeh

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    مهربون
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 1%

  • مرکز سمپاد: فرزانگان
نامه ای به دخترم(طنز،سعیدنوری ،خیلی خیلی جالبه)
« پاسخ #160 : نوامبر 11, 2011, 03:25:38 pm »
یه کوچولوطولانیه ولی به خوندنش می ارزه!

نامه ای به دخترم

 
دخترم یه ماه دیگه پا توی دنیا می ذاری

هیچ می دونی تو کدوم دنیا داری پا می ذاری؟

 

چاپ دوم بهشته سرزمین پدرت

حتی نسخه ی علی البدل نداره کشورت

 

البته باید بگم که اینجا بدبختی داره

عوضش سعدی داره، نفت داره، تختی داره

 

اینجا ایرانه و مردمش همه مسلمونن

اگه لازم بشه شنبه هم نماز جمعه خونن

 

می دونم نصیحتامو زود فراموش می کنی

ولی من میگم تو هم تا آخرش گوش می کنی!

 # # #

نکنه تو نوجوونی از خونه ات فرار کنی

شبی صد تا نره خر ترک دلت سوار کنی

 

پسرا وقتی فراری می شن از خونه هاشون

آدما دس نمی ذارن روی سر شونه هاشون

 

تو همون خونه بمیر نذار دلت بونه کنه

دختری! حق نداره غم تو دلت لونه کنه

 

نری توی پارتیا می گیرنت بسیجیا

اومدی حال بکنی می افتی گیر آبجیا

 

اگه رنگ لاکتو قرمز روشن بکنی

یا هوس کنی که مانتو تنگه رو تن بکنی

 

هر چی کور و کچله ریسه می شن دنبال تو

بی دلیل ازت می پرسن حالتو، احوالتو

 

تاکسیا از پشت سر،تریلیا ازروبرو

یه ترافیک عجیبی را می افته که نگو

 

اگه مشکل ترافیکو بخوان حل بکنن

پای دخترا رو باید بزنن شل بکنن

 

دخترم رژ روی گونه هات نکش خطر داره

اینجا ایرانه می گن دختره دوس پسر داره

 

دخترم زیرابروای خوشگلت رو ور ندار

اگه کم پشته کمی پشم بدم ببر بکار

 

آخه این زیر ابروا نشونه ی عفتته

اگه تو چشت برن علامت عصمتته

 

پسرا حتی اگه زیر ابروا رو ور دارن

ببرن اونجاهاشون که مو نداره بکارن

 

اکثراً می رن سر از تلوزیون در بیارن

اینجا ایرانه باید مجری دلبر بیارن

 # # #

 بو لورا، کریستالا، ضربه ی سنگو دوس دارن؟

پس چرا بعضی از این دخترا بنگو دوس دارن؟

 

چی می تونه دخترای بنگی رو تکون بده؟

چقدر رسانه ی ملی باید نشون بده؟

 

 کل مردم اونقدر نشون داده کارشناسن

دیگه قل قلی و سیخ و سنگ و بنگو می شناسن

 

 دخترم حشیش بکش ، شیشه و تریاک بفروش

ولی اون مانتویی که یه ذره چاک داره نپوش

 

ممکنه هوا ازش رد بشه سرما بخوری

یا رگ غیرت  من ورم کنه جا بخوری!

 

گشت ارشاد تو رو با مانتوی چاک دار ببینه

رو تموم عنبییه ی چشش خون می شینه

 # # #

 اگه دانشگاه بری لیسانس قزمیت بگیری

تو سیاست نرو ممکنه مننژیت بگیری

 

اگه دوس داری همیشه بیس بشی درس نخون

ممکنه جاسوس اینگلیس بشی  درس نخون

 

دخترم عاقبت تو هم شبیه عممّه

اگه فیلسوفم بشی  میگن زنه ، عقلش کمه

 

خوش به حال مردی که دختر با حجاب داره

یه سری به مسجد محل بزن ثواب داره

 

توی دانشگاه نهایتاً شیمیستت می کنن

این طرف معاون محیط زیستت می کنن

 

توی دانشگاه شیرین ترینتون «عبادیه»

که اونم قطام ابن ملجم مرادیه!

 

یه نوبل بهش دادن روسری شو ور می داره

اگه کن بهش بدن دامنشم در میاره!

 # # #

 قلب عاشق دیگه فرصت تپیدن نداره

میوه ی کال دلش حال رسیدن نداره

 

صب که از خواب پا می شه جون می کنه تا بوق سگ

باز می بینه کمتره حقوقش از حقوق سگ

 

تخم مجنونو ملخ خورده نمونده احمقی

تو هنوز منتظر سوار اسب ابلقی

 

 اینجا ایرانه! خیال کن پسری، زن می گیری؟

یا نه اصلاً تو یه موجود خری، زن می گیری؟

 

دخترم غصه نخور شوهر برات فراوونه

اینجا محشر خره، بقر برات فراوونه!

 

کاشکی زود بری زن هر کی که دوس داری بشی

اگه پیشم بمونی ممکنه سیگاری بشی

 

اگه سیگار توی دست زن ایرانی باشه

انگاری ملای مسجد داره سر پا می شاشه

 

اما مردا می تونن تو پمپ بنزین بکشن

می تونن حتی تو بیت رهبری پین بکشن

 

دخترم حقوق تو نصف یه مرد بالغه

این دیگه نه شوخیه، نه طنزه، نه مبالغه!

 

اینجا ایرانه شما حق نداری قاضی باشی

بهتره به پختن فسنجونت راضی باشی

 

اینجا ایرانه شما رئیس جمهور نمیشی

عوضش کورتاژو برداشتن اجاق کور نمیشی

 

می تونی شوهرتو باز متأهل بکنی

خودتم حجاب اسلامیتو کامل بکنی

 

می تونی به راحتی دماغتو عمل کنی

طبق قانون اساسی بچه تو بغل کنی

 

اینجا ایرانه تفاوتی نداره با عدم

قبل زایمان تمام حرفامو باهات زدم

 

حالا میل خودته ، می خوای بیا ،می خوای نیا

ولی قبل از اومدن یه سر برو آنتالیا!!
« آخرين ويرايش: دسامبر 03, 2011, 05:34:06 pm توسط سالاری »
خوش به حال مسافرکش های میدان آزادی،هرروزآزادانه فریادمی زنند:آزادی آزادی!!!
                                                                 دکترشریعتی

آفلاین jazebeh

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    مهربون
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 1%

  • مرکز سمپاد: فرزانگان
اشعارسعیدنوری
« پاسخ #161 : نوامبر 11, 2011, 03:43:22 pm »
مکتب واسوخت
زمونه بی حیا شده
ترانه افتضا شده
 
معشوقه ی ترانه ها
 شبیه گودزیلا شده
 
معشوقه کین کونگه مگه
این همه بدنما شده؟
 
«دیگه ازت بدم میاد»
شعار نسل ما شده
 
خدا کنه خوشم بیاد
دعای عاشقا شده
 
برای درد عاشقا
فحش دادن دوا شده

ترانه های پاپمون
گونی ناسزا شده
 
ترانه سازای جوون
برین سراغ کارتون
 
ترانه عاشقی می خواد
عاشقی لایقی می خواد
 
لایق وعاشق که شدین
اون وخ ترانه هم بگین
 
فحش ندین فحش بلدم
جفتک و چارکش بلدم
 
تو این ترانه بی هدف
فحشه که دادم به طرف:
 
لیلی ازت بدم میاد
خیلی ازت بدم میاد
 
«عروسک بی نمکی»
قلمبه ای، خرسنمبکی
 
سن ات زیاده ننه جون
گورتو گم کن کنه جون
 
بوی پهن میدی خانوم
سالی یه بار میری حموم؟
 
ریختت تو آفسایده چرا
ضد آپارتایده چرا؟
 
چرا کنیز حبشی
دست از سرم نمی کشی؟
 
نری همین حالا میاد
عقم داره بالا میاد!
 
یادت میاد با پدرت
حتی با اون برادرت
 
از هر جا که رد می شدی
با همه نامزد می شدی؟
 
یادت میاد قر می دادی
حرف می زدم جر می دادی؟
 
می گفتم: این کارو نکن
می گفتی: اُملی آقا!
 
قافیه گفتم غلطه
گفتی: مهم حقیقته!
 
حالا با گردن کجت
با اون دماغ معوجت
 
با گریه های الکی
با اون چشای عینکی
 
اومدی پیش من که چی؟
شرمنده...سرما...ها پی چی!
 
داشتم می گفتم خپله
بس کن شکایت و گله
 
می خوام برم دنبال کار
دماغتو بکش کنار
خوش به حال مسافرکش های میدان آزادی،هرروزآزادانه فریادمی زنند:آزادی آزادی!!!
                                                                 دکترشریعتی

آفلاین jazebeh

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    مهربون
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 1%

  • مرکز سمپاد: فرزانگان
پاسخ : اشعارسعیدنوری
« پاسخ #162 : نوامبر 11, 2011, 03:46:03 pm »

این اثر در سومین جشنواره طنز مکتوب حائز رتبه سوم شد


چه كه بودم به من آموختند

فحش نبايد بدهي گوسفند



بي ادبي بوده از اين خانه دور

حرف ركيكي نزني بي شعور



بچه ي همسايه به من فحش داد

پند پدر مادرم آمد به ياد



بر دهنش مشت ادب كوفتم

البته با غيظ و غضب كوفتم



شب كه پدر قصه ي ما را شنيد

نوبت آموزه دوم رسيد



پاي مرا بست به يك ريسمان

بر كفل و بر كف پايم زنان –



- گفت نبايد به كسي زور گفت

من چه كنم با توي گردن كلفت



بچه كه بودم پدرم ياد داد

عشق بورزم به نبات و جماد



عشق به سوراخ ازن في المثل

عشق به بوي خوش زير بغل



عشق به انسان و طبيعت ، گياه

عشق به ارتش به بسيج و سپاه



عشق به هم نوع ولو دشمنت

عشق به هر كس شده ، حتي زنت



عشق به مفرد به مثني به جمع

عشق به اينها كه رساندم به سمع



تربيتم سير صعودي گرفت

هيكل من رشد عمودي گرفت



ريش و سبيلي به هم آميختم

زشت شدم تيغ زدم ريختم



ريختم از صورت خود پشم را

باز عيان كرد پدر خشم را



فرصت اندرز و نصيحت نبود

چاره به جز فحش و فضيحت نبود



گفت: پسر ريش تراشيده اي

نفله ! مگر دختر ترشيده اي



كافر حربي شده اي ظاهرا

قرتي و غربي شده اي ظاهرا



بر سر اين صورت صافت مباد

مورچه اي مي بكند بكس باد



صورت سيرابي و بي ريش تو

عين حرام است و نجس ، دور شو



تا نشدي مومن و اهل ثواب

زير پل و روي مقوا بخواب



رفتم و ريشم كه به زانو رسيد

برگشتم پيش پدر رو سپيد



ديد كه تي شرت به تن كرده ام

پارچه اي زرت به تن كرده ام



گفت: مگر پارچه كم داشتي

لخت و پتي آمده اي آشتي



اين كه شمايي پسر بنده نيست

كسوت كفار برازنده نيست



پيرهن و دكمه ي تقوات كو؟

سبحه و انگشتر و اينهات كو؟



هيزم دوزخ شده اي نره خر

زود برو پيرهني نو بخر



مختصري بود ز بسيارها

اين همه مشتي است ز خروارها



منحني تربيتم رشد كرد

حيثيت و شخصيتم رشد كرد



حاصل اين شيوه ارزنده ، من

اين من خوش ذوق ولي بد دهن
خوش به حال مسافرکش های میدان آزادی،هرروزآزادانه فریادمی زنند:آزادی آزادی!!!
                                                                 دکترشریعتی

آفلاین ღ Floura ღ

  • *
  • تولید محتوا : 2
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    مریض
    فعالیت : 1%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 3%

  • استان: يزد
  • مرکز سمپاد: راهنمايي فرزانگان
مگسی را كشتم
« پاسخ #163 : نوامبر 12, 2011, 09:48:28 pm »
مگسی را كشتم
 
نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
  طفل معصوم به دور سر من میچرخید،
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!!
ای دو صد نور به قبرش بارد؛
مگس خوبی بود...
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد،
مگسی را کشتم ...!

 :909:
اگه يكيو ديدي وقتي داري ردميشي برميگرده نگات ميكنه،بدون براش مهمي;اگه يكيو ديدي وقتي داري ميوفتي برميگرده وبا عجله ميادسمتت،بدون براش عزيزي;اگه يكيو ديدي وقتي داري ميخندي برميگرده نگات ميكنه،بدون واسش قشنگی;اگه يكيو ديدي وقتي داري گريه ميكني برميگرده وميادباهات اشك ميريزه،بدون دوست داره;اگه يكيو ديدي وقتي داري باي نفرحرف مي زني تركت ميكنه،بدون عاشقته;اگه يكيو ديدي وقتي داري تركش ميكني فقط سكوت ميكنه،بدون ديوونته;اگه يكيو ديدي ازنبودنت داغون شده،بدون ك براش همه چي بودي;اگه يكيو ديدي ي روزازبي توبودن مي ناله،بدون بدون تو مي ميره;اگه يكيو ديدي بعدازرفتنت لباس سفيد پوشيده،بدون بدون تومرده;اگه ي روز ديديش ك ي گوشه افتاده وي پارچه سفيدروش كشيدن،بدون واسه خاطرتومرده                          ( شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید )

آفلاین ღ Floura ღ

  • *
  • تولید محتوا : 2
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    مریض
    فعالیت : 1%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 3%

  • استان: يزد
  • مرکز سمپاد: راهنمايي فرزانگان
سري جديد ابيات حافظ
« پاسخ #164 : نوامبر 19, 2011, 03:19:28 pm »
شوخي شوخي،باحافظم شوخي؟!... :سوت:

به آب روشن می عارفی طهارت كرد
و رفته رفته به این كار زشت عادت كرد!

- برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
لیلی آمد دم در،گفت:بیا برق آمد!

- آمد از پرده به مجلس عرقش پاك كنید
تا نگویند حریفان كه چرا خیس آمد!

- سالها دل طلب جام جم از ما میكرد!
بی خبر بود كه ما مشترك كیهانیم

- مشكل خویش بر پیر مغان بردم دوش
گفت:دنیاشده از مشكل پر،این هم روش!

- ما در پیاله عكس رخ یار دیده ایم
اما نه فرت و فرت!كه یكبار دیده ایم!

- تو را ز كنگره ی عرش میزنند سفیر!
چرا به كنگره ی شعر میروی شاعر؟!

- گر شدم رفتگر بهانه مگیر
خاك راه تو رفتنم هوس است!

- در آستین مرقع پیاله كن پنهان
كه چوب و غیره در آن ناگهان فرو نكنند

- اگر آن ترك شیرازی به دست آرد دل ما را
به دستش می دهم كاری كه بار آخرش باشد!

- پیرهن چاك و غزلخوان و صراحی در دست
آنقدر عربده زد آبروی ما را برد!

- وفا مجوی ز دشمن كه پرتوی ندهد
چراغ موشی دشمن كنار لیزر دوست

- چه خوش صید دلم كردی بنازم چشم مستت را
ولی از روی پایم خواهشاً بردار دستت را!

- من،شعر فقط گفته ام از باده و افسوس!
گل در بر و می در كف دیوید بكام است

- من بیچاره هم از اهل سلامت بودم
بس كه رفتم به چكاپ این همه بیمار شدم

- بازار شوق گرم شد آن سرو قد كجاست؟
تا زیر سایه اش بنشینم خنك شوم

- داشتم دلقی و صد عیب مرا می پوشید
كیست دلقی بدهد باز به اقساط مرا؟!

- فكر كن نان بشود باز یكی شش تومان
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید!

- صوفیان وا ستدند از گرو می همه رخت
بنده از شرم شدم پشت درختی پنهان!

در راستای خود کفایی! سروده شد!:

- سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت بر خیز كه معشوق تو از چین آمد!


- عجیب واقعه ای و غریب حادثه ای
كه برق خانه ی بنده نرفته باز آمد!

- غلام همت آنم كه زیر چرخ كبود
اگر چه له شود اما شكایتی نكند!

- عاشقان را بر سر خود حكم نیست
ور نه فكر چتر در باران كنند!
می شود آخر گرانی ریشه كن
دلبران گر ناز را ارزان كنند

- كلنگ توسعه بوسید تربت قم را
كسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند!


برای بیمارستان "نکویی" قم قلمی شد:

- سعدیا مرد نكو نام نمیرد هرگز
مرده آنست كه او را به نكویی نبرند !
 :دی

مطمعن نيسّم،ولي فك كنم اينوتواملت دسّه دارخوندم :691:
اگه يكيو ديدي وقتي داري ردميشي برميگرده نگات ميكنه،بدون براش مهمي;اگه يكيو ديدي وقتي داري ميوفتي برميگرده وبا عجله ميادسمتت،بدون براش عزيزي;اگه يكيو ديدي وقتي داري ميخندي برميگرده نگات ميكنه،بدون واسش قشنگی;اگه يكيو ديدي وقتي داري گريه ميكني برميگرده وميادباهات اشك ميريزه،بدون دوست داره;اگه يكيو ديدي وقتي داري باي نفرحرف مي زني تركت ميكنه،بدون عاشقته;اگه يكيو ديدي وقتي داري تركش ميكني فقط سكوت ميكنه،بدون ديوونته;اگه يكيو ديدي ازنبودنت داغون شده،بدون ك براش همه چي بودي;اگه يكيو ديدي ي روزازبي توبودن مي ناله،بدون بدون تو مي ميره;اگه يكيو ديدي بعدازرفتنت لباس سفيد پوشيده،بدون بدون تومرده;اگه ي روز ديديش ك ي گوشه افتاده وي پارچه سفيدروش كشيدن،بدون واسه خاطرتومرده                          ( شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید )

آفلاین ر.م

  • *
  • تولید محتوا : 4
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    قاطی
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 5%

  • استان: قم
  • مرکز سمپاد: فرزانگان قم-دبیرستان
یه کلوم ختم کلوم بنده فداتم توپولوف !
« پاسخ #165 : نوامبر 24, 2011, 07:57:48 pm »
یه کلوم ختم کلوم بنده فداتم، توپولف!

من هلاک تو و خاک زیر پاتم، توپولف!

من زمین خورده‌ی جعبه ی سیاتم، توپولف!

کشته‌ی تیپ زدن و قدّ و بالاتم، توپولف

مرده‌ی ریپ زدن و ناز و اداتم، توپولف!

قربون اون نوسانات صداتم، توپولف!

یه کلوم ختم کلوم بنده فداتم، توپولف!

من هواپیما ندیدم اینجوری ناز و ملوس

می‌پری پر می زنی روی هوا عین خروس!

بذار ایرباس واست عشوه بیاد -دراز لوس-

بدگِلا چش ندارن ببیننت، خوشگل روس!

قربون چشات برم، محو نیگاتم، توپولف

یه کلوم ختم کلوم بنده فداتم، توپولف!

ما رو می‌بری نقاط دیدنی وقت فرود

گاهی وقتا سر کوه و گاهی وقتا ته رود

می فرستن همه تا سه روز به روحمون درود

می خونه مجری سیما واسمون شعر و سرود

چرا ماتم می گیرن، مبهوت و ماتم توپولف!

یه کلوم ختم کلوم بنده فداتم، توپولف!

وقتی عشقت می‌کشه گاهی با کلّه می شینی

به جای باند فرود، توی محلّه می شینی

یا می‌ری توی ده و رو سر گلّه می شینی

زودی مشهور می‌شی، رو جلد مجلّه می شینی

پیگیر عکسا و تیتر خبراتم توپولف!

یه کلوم ختم کلوم بنده فداتم، توپولف!

می خوام از خدا که یک لحظه نشم از تو جدا

چون که وقتی باهاتم هی می کنم یاد خدا

بدون نذر و نیاز، با تو پریدن، ابدا!

می کنم بعد فرود تموم نذرامو ادا

واسه جنّت بلیتت گشته براتم، توپولف!

یه کلوم ختم کلوم بنده فداتم، توپولف!

تو که هی رفیقای ایرونیتو یاد می کنی

کی می گه تو انبارای روسیه باد می کنی؟

ما رو پیک نیک می بری، سقوط آزاد می کنی

خدا شادت بکنه ، روحمونو شاد می کنی

بری تا اون سر اون دونیا(!) باهاتم، توپولف!

یه کلوم ختم کلوم بنده فداتم، توپولف!
من یک دختـ ــــ ــر ایــــرانــ ـیــ ـــم
بــــــــدان «حــ ـــ ـوای » کسی نـــــمی شــوم که به «هـ ـــ ــوای» دیگری برود...
تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد...
روح خــ ــــ ـــ ـداست که در مــــــن دمیـــده شده و احسـ ـــ ـاس نام گرفته ، ارزان نمی فروشمش...
دستــ ـــ ـهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد؛بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــر کس نمی سپارمش...

آفلاین Fateme.s

  • *
  • تولید محتوا : 2
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    عاشق
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 3%

  • استان: یزد
  • مرکز سمپاد: دبیرستان فرزانگان
متروی تهران!!!
« پاسخ #166 : نوامبر 27, 2011, 10:18:28 pm »
ازدحام و فشار از هر سو
زور آرنج و ضربه زانو

بدترین بوی عالم است الحق
بوی سیر و پیاز و عطر و عرق

 
کارمند و محصل و عملی
کامبیز و غضنفر و مملی

 
تاجر و دزد و دکتر و بیکار
لاغروچاق و سالم و بیمار

حرف‌های سیاسی و گله‌ها
بحث تبعیض‌ها و فاصله‌ها

 
گاه دعوای عده‌ای سالار
فحش‌های به‌شدت کش‌دار

یک نفرغرق در سطور کتاب
یک نفر هم کنار او در خواب

*تشکر*  :قشنگ:
هرقدر که آشناتری، بیگانه/ میفهمم و نه... قدر یک دیوانه/ بگذار بسازم به هوای عشقت/ بر زلزله خیز شانه هایت خانه...
:(( :(( :(( :(( :((
 داستان جدید من ===> شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید
شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید

آفلاین zkhm

  • *
  • تولید محتوا : 1
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    مهربون
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 27%
    خلاقیت : 3%

  • استان: قم
شعر طنز برای دانشجویان
« پاسخ #167 : نوامبر 29, 2011, 09:04:29 pm »
از صفر من تا بیست تو راهی به جز تقدیر نیست
دلخوش به استادم نکن حذف اظطراری دیر نیست
من غایبم یا در سکوت,تو حاضر و در گفتگو
من غافل از استاد و درس,تو می نویسی مو به مو
 با جزوه و فرمول بیا,تا پاس کنم یک واحدی
چیزی نخواندن بهتر از یک شب تلاش بیخودی
با عشق در دانشکده جایی برای درس نیست
البته ترم هفت و هشت,دیگر مجال ترس نیست
دانشجو گر عاشق شود,بی پرده مشروط می شود
چیزی شبیه آب هویج با کوفته مخلوط می شود
ارزو سراب است............
بیننده را فریب میدهد.............
امیدوار را مایوس میکند...........

آفلاین سالاری

  • *
  • تولید محتوا : 6
  • حالت من:
    خونسرد
  • مدال ها این نشان به مدیر انجمن هایی تعلق ميگيرد كه انجمنشان رو به بهترین شکل اداره کنند.
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 67%
    خلاقیت : 3%

  • استان: یزد
پاسخ : یه کلوم ختم کلوم بنده فداتم توپولوف !
« پاسخ #168 : نوامبر 29, 2011, 10:00:13 pm »
مشکل بزرگ ما در ارسال مطالب این است که نام مولف را نمی نویسیم. البته اختصاص
به فروم سیتی هم ندارد. درد مشترک است!... طنز جالبی داشت...
همه چی از یاد آدم می ره مگه یادش که همیشه یادشه...

آفلاین ر.م

  • *
  • تولید محتوا : 4
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    قاطی
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 5%

  • استان: قم
  • مرکز سمپاد: فرزانگان قم-دبیرستان
موشکی خواهم ساخت!
« پاسخ #169 : دسامبر 26, 2011, 06:22:31 pm »
سلام دوستان.
امیدوارم تکراری نباشه :لبخند:

نقیضه ای بر شعر سهراب سپهری :

موشکی خواهم ساخت!
خواهم انداخت هوا!
دور خواهم شد از این خاک فقیر
که در آن هیچ کسی نیست که بی زور کتک
صبح بیدار شود!
موشک از سوخت تهی!
ودلم می خواهد بروم بالاتر
ودلم می خواهد چه قدر حرف جدید!
ودلم می خواهد
همچنان خواهم راند.
نه به پیران دل خواهم بست
نه جوان ها که سر از تخم به درمی آرند!
که به بی غیرتی هم معتادند
وهمه حرفه شان
شیره مالیدن بر سرو هیکل یک دختر احساساتی ست!
دور از اینجا شهریست!
که در آن چهره زن حق تجلی دارد!
چشم ها تشنه چرخیدن نیست !
وبرادر، خواهر در عمل هست نه بر روی زبان!
عقل هر کودک قنداقی شان قد عقل من و توست!
مردم از عادت ول کن به درک
قفل بر فکر و زبان ها نزدند!
تیتر جنجالی فردا صبح است!
بر تن آزادی بختکی افتاده است!
دور از اینجا شهریست!
که در آن آب به اندازه چشمان سحر خیزان هست!
شاعران پول به اندازه فردا دارند!
وصدای زنشان مثل شب کوتاه است!
دور از اینجا شهریست
موشکی باید ساخت!

شاعرش رو هم نمی دونم کیه :لبخند:
من یک دختـ ــــ ــر ایــــرانــ ـیــ ـــم
بــــــــدان «حــ ـــ ـوای » کسی نـــــمی شــوم که به «هـ ـــ ــوای» دیگری برود...
تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد...
روح خــ ــــ ـــ ـداست که در مــــــن دمیـــده شده و احسـ ـــ ـاس نام گرفته ، ارزان نمی فروشمش...
دستــ ـــ ـهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد؛بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــر کس نمی سپارمش...

آفلاین ر.م

  • *
  • تولید محتوا : 4
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    قاطی
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 5%

  • استان: قم
  • مرکز سمپاد: فرزانگان قم-دبیرستان
درس کفاره من...
« پاسخ #170 : دسامبر 28, 2011, 01:18:46 pm »
روزگارم هی.....بد نیست

جیب خالی دارم.خرده پولی،سرسوزن عقلی

استادی دارم بهتراز عزرائیل

درسهای بدتراز تلخی زهر

وکلاسی که در این دانشگاست

جنب ان دسشوئی ها،جنب ان سلف خراب

من یه دانشجویم

هیکلم نی قلیون

چشمهایم کم سو،کله ام هم بی مو

درس کفاره من

من جنون را هردم،لابه لای جزوه ها میبینم

درجزوه من جریان دارد چرت،جریان دارد  پرت

همه فکروتوانم متزلزل شده است

جزوه هایم را وقتی میخوانم

که امتحانشرا استاد گفته باشد فرداست

برگه تقلب را من،پی غفلت استاد عزیز می خوانم

پی خون سردی خود

اهل درسم من

پیشه ام بیکاریست

گاه گاهی،در میروم ازتوی کلاس می ذوم تا تریا

تاکه باخوردن چای وشکلات

این دل سوخته ام خنک شود

چه خیالی....چه خیالی...می دانم

از پس ناچاریست

خوب می دانم اخر ترم هم باز

کار من زاریست و دربه دریست.

 
من یک دختـ ــــ ــر ایــــرانــ ـیــ ـــم
بــــــــدان «حــ ـــ ـوای » کسی نـــــمی شــوم که به «هـ ـــ ــوای» دیگری برود...
تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد...
روح خــ ــــ ـــ ـداست که در مــــــن دمیـــده شده و احسـ ـــ ـاس نام گرفته ، ارزان نمی فروشمش...
دستــ ـــ ـهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد؛بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــر کس نمی سپارمش...

آفلاین Hannaneh.76

  • *
  • تولید محتوا : 2
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    مریض
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 53%
    خلاقیت : 5%

  • استان: مازندران
  • مرکز سمپاد: دبیرستان فرزانگان بابل
متن جالب یک کارت عروسی
« پاسخ #171 : دسامبر 30, 2011, 11:47:04 am »

آخر اين هفته، جشن ازدواج ما به پاست
با حضور گرم خود، در آن صفا جاري کنيد

ازدواج و عقد يک امر مهم و جدي است
لطفاً از آوردن اطفال، خودداري کنيد

بر شکم صابون زده، آماده سازيدش قشنگ
معده را از هر غذا و ميوه اي عاري کنيد

تا مفصل توي آن جشن عزيز و با شکوه
با غذا و ميوه ي آن جشن، افطاري کنيد

البته خيلي نبايد هول و پرخور بود ها
پيش فاميل مقابل آبروداري کنيد

ميوه، شيريني، شب پاتختي مان هم لازم است
پس براي صرفه جويي اندکي ياري کنيد

گر کسي با ميوه دارد مي نمايد خودکشي
دل به حال ما و او سوزانده، اخطاري کنيد

موقع کادو خريدن، چرب باشد کادوتان
پس حذر از تابلو و ساعات ديواري کنيد

هرچه باشد نسبت قومي تان نزديک تر
هديه را هم چرب تر، از روي ناچاري کنيد

در امور زندگي، دينار اگر باشد حساب
کادو نوعي بخشش است، آن را سه خرواري کنيد

گرم بايد کرد مجلس را، از اين رو گاه گاه
چون بخاري بهر تنظيم دما، کاري کنيد

ساکت و صامت نباشيد و به همراه موزيک
دست و پا را استفاده، آن هم ابزاري کنيد

لامبادا، تانگو و بابا کرم يا هرچه هست
از هنرهاتان تماماً پرده برداري کنيد

البته هر چيز دارد مرزي و اندازه اي
پس نبايد رقص هاي نابه هنجاري کنيد

حرکت موزون اگر درکرد از خود، ديگري
با شاباش و دست و سوت از او طرفداري کنيد

کي دلش مي خواهد آخر در بيايد سي دي اش؟
با موبايل خود مبادا فيلمبرداري کنيد

در نهايت، مجلس ما را مزين با حضور
بي ادا و منت و هر گونه اطواري کنيد
« آخرين ويرايش: مه 19, 2012, 05:49:44 pm توسط سالاری »
ماه بالای سر آبادی است،
اهل آبادی در خواب.
روی این مهتابی، خشت غربت را میبویم.
                                             _سهراب

آفلاین سالاری

  • *
  • تولید محتوا : 6
  • حالت من:
    خونسرد
  • مدال ها این نشان به مدیر انجمن هایی تعلق ميگيرد كه انجمنشان رو به بهترین شکل اداره کنند.
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 67%
    خلاقیت : 3%

  • استان: یزد
پاسخ : متن جالب یک کارت عروسی
« پاسخ #172 : دسامبر 30, 2011, 04:47:15 pm »
نام شاعر را بنویسید گرامی...
همه چی از یاد آدم می ره مگه یادش که همیشه یادشه...

آفلاین محمد مهدی افتخاری زاده

  • *
  • تولید محتوا : 1
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    مهربون
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 3%

  • استان: qom
پاسخ : دماغ عمل نکرده
« پاسخ #173 : ژانویه 07, 2012, 05:48:42 pm »
دماغ عمل نکرده




اگه مثل کلنگه
مثل لوله تفنگه
با خوشگلی‌ت می‌جنگه
طبیعیه، قشنگه
نگو که این یه درده
دماغ عمل نکرده

 

*****************شعر طنز*****************

 

اگر که مثل فیله
و یا از این قبیله
روی نوکش زیگیله
غصه نخور، اصیله
هی نرو پشت پرده
دماغ عمل نکرده

 

*****************شعر طنز*****************

 

یکی می‌گه درازه
خیلی ولنگ و وازه
یکی می‌گه ترازه
غصه نخور که نازه
ببین خدا چه کرده
دماغ عمل نکرده

 

*****************شعر طنز*****************

 

دماغ نگو جواهر
سوژه‌ی شعر شاعر
طویل فی‌المظاهر
پدیده‌ی معاصر
آهای تخم دو زرده
دماغ عمل نکرده

 

*****************شعر طنز*****************

 

با اون دماغ همیشه
عکس تو پشت شیشه
تو سینما چی می‌شه
شکستن کلیشه
کاشکی بری رو پرده
دماغ عمل نکرده

 

*****************شعر طنز*****************

 

کم باباتو کچل کن
یا خودتو مچل کن
کی بت می‌گه عمل کن
قصیده رو غزل کن
می‌شی له و لورده
دماغ عمل نکرده

 

*****************شعر طنز*****************

 

چه‌قد دماغ دماغ شد
قافیه‌مون چلاق شد
هی، یکی- چل کلاغ شد
تصنیف کوچه باغ شد
بره که برنگرده
دماغ عمل نکرده

بای تا..... نمیدونم برام دعاکنید خوب شم
  شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید

آفلاین محمد مهدی افتخاری زاده

  • *
  • تولید محتوا : 1
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    مهربون
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 3%

  • استان: qom
شعر طنز اسکناس
« پاسخ #174 : ژانویه 10, 2012, 11:30:57 am »
شعر طنز اسکناس

یک خاطره از شرح حال اسکناسی که

افتاده در جیب جوان آس و پاسی که

یک روز خیلی اتفاقّی شد.خوشش آمد

از دختر سرمایه دار با کلاسی که...

#

از بس جوان دنبال کار پر درآمد بود

افتاد توی دام باند ناشناسی که...

مشغول چاپ پول جعلی شد به دستور

یک آدم گردن کلفت کلّه تاسی که

حالا به جرم پول شویی تحت تعقیب است

با اعترافات صریح اسکناسی که

زیر شکنجه خم شد از درد و چروک و گفت:

مجبور بودم سر کنم با اختلاسی که...

هی توی جیب این و آن بودم،نفهمیدم.

از این مهم تر،مشکل جرم سیاسی که:

ایشان اخیرا طی یک مجموعه برنامه

اقدام کرده ضد قانون اساسی که...

اما شبانه یک نفر او را فراری داد

از دست ماموران ما از باراباسی که...

(شهرام هر جا رفته باشد گیر می افتد)

تلویزیون این جمله را داد انعکاسی که

دود دو دو دو،دود دو دو دو،شهرام گیر افتاد

دود دو دو دو،دود دو دو دو،طی تماسی که...

حالا نزن،پس کی بزن،آقا غلط کردم

بیچاره زیر ضربه ها کرد التماسی که

من بی گناهم،من فقط سود آوری کردم

یک لحظه او را با خودم کردم قیاسی که

یادش بخیر آن روزها که سکّه ای بودم

هی قد کشیدم تا شدم این اسکناسی که

گاهی برای جشنواره شعر می گویم

حتی به ضرب شایعات بی اساسی که...

اصلا به من چه؟این غلط ها هم ارجیفیست

از شاعر آلزایمروی بی حواسی که

خیلی دلش میخواد بگه نو آوری کرده

اما تموم شعرهای اون کلاسیکه
بای تا..... نمیدونم برام دعاکنید خوب شم
  شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید

آفلاین محمد مهدی افتخاری زاده

  • *
  • تولید محتوا : 1
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    مهربون
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 3%

  • استان: qom
پاسخ : اشعار طنز از شاعران طناز !
« پاسخ #175 : ژانویه 20, 2012, 07:06:17 pm »
منت خدای را عزوجل که زن را قند و عسل قرار داد
همو که ازدواجش موجب محنت است و به طلاق اندرش مزید رحمت
هر لنگه كفشی كه بر سر ما می خورد مضر حیات است و چون مكرر فرود آید موجب ممات
پس در هر لنگه كفشی دو ضربت موجود و بر هر ضربت آخی واجب
مرد همان به كه به وقت نزاع، عذر به درگاه نساء آورد
ورنه زنش از اثر لنگه كفش، حال دلش خوب به جا آورد ...
شوهر و نوكر و كلفت و فلک دركارند
تا تو پولی به کف آوری و یه ماشین بخری
شوهرت با كت و شلوار پر از وصله بود
شرط انصاف نباشد كه تو مانتو بخری
بای تا..... نمیدونم برام دعاکنید خوب شم
  شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید

آفلاین Sajjad MT

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    عاشق
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 1%

  • استان: تهران
بی تو online ....
« پاسخ #176 : ژانویه 20, 2012, 07:10:37 pm »
بی تو online شبی باز از آن room گذشتم.
همه تن چشم شدم دنبال ID تو گشتم.
شوق دیدار تو لبریز شد از case وجودم.
شدم آن user دیوانه که بودم.
وسط صفحه دسکتاپ room یادتو درخشید.
ding صد پنجره پیچید.شکلکی زرد بخندید.
یادم آمد که شبی باهم از آن chat بگذشتیم.room گشودیم و در آن pm دلخواسته گشتیم.
لحظه ای بی خط و پیغام نشستیم.تو و yahoo دینگ و دنگ.
همه دل داده به یک talk بد آهنگ.
windowsو hard و motherboard آریا دست برآورده به keyboard.
تو همه راز جهان ریخته در طرز سلامت من به دنبال معنای کلامت.
یادم آمد که به من گفتی از این عشق حذر کن.
لحظه ای چند بر این room نظر کن.
chat آیینه ی عشق گذران است.
تو که امروز نگاهت به ایمیلی نگران است.
باش که فردا pm ات با دگران است.
تا فراموش کنی چندی از این روم log out کن.
باز گفتم حذر از chat ندانم.
ترک chat کردن هرگز نتوانم نتوانم.
روز اول که ایمیلم به تمنای تو پر زد مثل spam تو inbox تو نشستم.
تو delete کردی ولی من نرمیدم نگسستم.
باز گفتم که تو یک هکری و من user مستم.
تا به دام تو در افتم room ها را گشتم و گشتم.
تو مرا هک بنمودی نرمیدم نگسستم.
رومی از پایه فرو ریخت .
هکری ignore تلخی زد و بگریخت.
hard بر مهر تو خندید.
pc از عشق تو هنگید.
رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگر هم نگرفتی دگر از آن user آزرده خبر هم.
نکنی دگر از آن room گذر هم.
بی تو اما به چه حالی من از آن room گذشتم.........

آفلاین Ian somerhalder(همون بردیا)

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    خونسرد
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 1%

  • استان: تهران
شعری جالب برنامه نود !!
« پاسخ #177 : مارس 04, 2012, 10:52:46 pm »
شب شده فوتبالیاش خواب ندارن ~~~~~ کاری بـــــا آفتاب و مهتاب ندارن

واسه انتظار دیگـــــــه تاب ندارن ~~~~~ میگن این برنامه ها صاب ندارن؟

 
"عادل" امشب واسه چی دیر اومده؟
 
بچه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
 
*
بحثـــــای داوری غوغــا می کنه ~~~~~ "فنایی" فیلمـــو تماشا می کنه

بازیکن خطاشـــو حاشا می کنه ~~~~~ اسلوموشن اونــو رسوا می کنه!

 
این کجاش تکله ، پسر جان ، لگده!
 
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
 
*
این از اون یه حرف زشتی شنیده ~~~~~ "نصرتی" رو سـاق "بنگــــر"پریده

"کاظمی" گیسای "شیثو "کشیده ~~~~~ خطــــا رو "مـــرادی" گیرم ندیده

 
کمکش آخ چــــــــــرا پرچم نزده؟!
 
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
 
*
وقتی داور یه کم آسون می گیره ~~~~~ دفاع از هافبکه نیشگـون می گیره!

جلوی چشمو یهو خون می گیره ~~~~~ یهو مصدوم پا میشه جون می گیره

 
دوربین اون بالا تـــــــو کــــار رصده
 
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
 
*
دوربینش شکـــــارچـی حواشیه ~~~~~ گاهی هم مشغــول دونه پاشیه

فکر نکن تــــــو این زمینه ناشیه ~~~~~ وقتی که میره ســـــراغ حاشیه

 
ده تا هم روش میذاره، گاهی صده!!
 
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
 
*
توی تمرین "خطیبی" قدری شله ~~~~~ "واحـــدی" این روزا قــدری تپله

کار "شیری" روی "طالب لو" فوله ~~~~~ نه قبول نیس آقــا ،کی گفته گله؟

 
همــــــــه دیدن گله مردوده، رده!
 
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
 
*
ســـــر تیم مـــــا رو پخ پخ بریدن ~~~~~ ســـــه تایی رو گلـــــــر ما پریدن

فحشمـــون دادن و مردم شنیدن ~~~~~ اینکه شش تــــــا گل ما رو ندیدن

 
همش از روی لجــــــــه یا حسده!
 
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
 
*
این میگه: من تو رو افشا می کنم! ~~~~~ اون میگه: مشت تو رو وا می کنم!

اگــــه دعـوا داری دعـــوا می کنم ~~~~~ یه گزارش واســـــه فیفا می کنم

 
مواظب باش تــــوی دستم سنده!
 
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
 
*
"فیروز" این ور نداره عصب-مصب ~~~~~ پریده روی هوا ســـه چار وجب!

"جلالی" افتــاده تـــوی تاب و تب ~~~~~ تو لکــه "بیژن ذوالفقــــــار نسب"

 
بحث "فرهـاد" و "امیـر" و "صمده"
 
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
 
*
"مس کرمان" شده فکّش پیاده ~~~~~ "سایپـا" هی باخته ولی وا نداده

"صبا باتری" میگـه شارژم زیاده~~~~~ "راه آهـن" ســــرور برج میلاده!!

 
"اکبر آقــا" کارشو خـــــــــوب بلده
 
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
 
*
روی سکّو یکی معقول می شینه ~~~~~ بازی رو محترمــــــــانه می بینه

اون یکی -اونکـــــه اراذل ترینه ~~~~~ پشت هم ترقه هـــاش تو زمینه

 
اونیکه ســـــــــوراخه انگار خرده!!
 
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
 
*
اگه تیمش ببـــازه خـون می کنه ~~~~~ ولوله تـــــــــوی خیابون می کنه

دل مردم رو پریشـــــون می کنه ~~~~~ خط واحد ها رو داغـــون می کنه

 
این تماشاگـــــــــــره یا دیو و دده؟!
 
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
 
*
چفدَر فوتبــــال مــــا هــای لِوِله ~~~~~ تیم ملی تــــــــوی کوچه ها وله

کشتی فدراسیون تــــــــوی گله ~~~~~ چش بــــه راه ملــــــــــوان زبله

 
توی این دریـــــــا عجب جزر و مده
 
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
 
*
همه ی برنامـــه ها باد هــــــوا ~~~~~ شده فوتبــــال یه مریض بی نوا

رودلش هزارتـــــــــا درد بی دوا ~~~~~ ما میگیم امّـــــــا کو گوش شنوا

 
"بوالفضول"! گیر نده ، این کارا بده!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
 
Nobody wants u, nobody make u happy, nobody wants good thing for u, nobody cares about u, My name is NOBODY ...

آفلاین ღ Floura ღ

  • *
  • تولید محتوا : 2
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    مریض
    فعالیت : 1%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 3%

  • استان: يزد
  • مرکز سمپاد: راهنمايي فرزانگان
پاسخ : اشعار طنز از شاعران طناز !
« پاسخ #178 : مارس 09, 2012, 08:04:45 pm »
آدما اکثرا کلنگی شدن...(طنزاخلاقي... :تعجب:... :سوت:... :دی)
 
قديم نديماك فقدصفابود
موبایل و اینترنت و سی دی نبود
 
                                      بزرگترا بالای خونه جاشون
                                      کوچیکترا کنار دست و پاشون
 
صبحونه نون سنگکه داغ و پنیر
یه ذره سرشیر و عسل با فتیر
 
                                    شبهای یلدا شب قصه گفتن
                                    دختر پادشاه و هیزم شکن
 
سبزی پلو با ماهیمون به را بود
نخودچی کیشمیش روی کرسیا بود
 
                                  کار خونه با دخترای خونه
                                  کار بیرون با پسرای خونه
 
عروسیا ساده بود و بی ریا
مهریه ها یک سفر کربلا
 
                               رسم و رسومی داشت خواستگاری
                               خاطره هاش تو عکس یادگاری
 
از اون زمون که سادگی تموم شد
خوشی به زندگی ما حروم شد
 
                                 پول زیاد حق تقدم شده
                               روکم کنی عادت مردم شده
 
دنیا دیگه عوض شده راست راسی
حرف می زنن راست و بی رودرباسی
 
                              "خونه کلنگی ها که سنگی شدن
                               آدما اکثرا کلنگی شدن"
 
آیفون اومد جای کلون و کوبه
سادگی رفت تو سطل خاکروبه
 
                             کفشای جورواجور بجا ارُسّی
                             شومینه و شوفاژ بجای کرسی
 
لامپای مهتابی بجای توری
کتری های برقی بجای قوری
 
                          ا ُدکلن اومد جای عطر قمصر
                          شیر هلندی جای شیر مادر
 
لنزای رنگارنگ بجای عینک
شادونه رفت و جاش چیپس و پفک
 
                         نوشابه اومد جای سرکه شیره
                         پیتزا اومد بجای ارده شیره
                   
آخر برنامه غذایی مون نوشته
"گالینابلانکا"جای آش رشته
 
                     جوونامون بعضیا قِرتی شدن
                     اعتیاد اومد و زپرتی شدن
 
با آمپول و قرص و کراک و شیشه
هیچ کسی عاقبت به خیر نمی شه
 
                        میدون  سيّداسماعیل دوباره
                       به رونق افتاد از لباس پاره
 
سوراخ سوراخه همه ی لباسا
تیپ جوونا مثله آس و پاسا
 
                        یه روزی کله ی کچل مد می شه
                        یه روزی کله  مثل هدهد می شه
 
تو قهوه خونه ها جوونِ بیجون
شب تا سحر نشسته پای قلیون
 
                        صبحا که موقعه حساب کتابه
                      تازه طرف تا لنگ ظهر می خوابه
 
بعدِ ناهار و ساعت اداری
دنبال کار می گرده از بیکاری
 
                        به هر محله مشغول سرکشی
                        شش نفری می رن مسافر کشی
 
دخترای پر از فیس و افاده
دختر از دماغ فیل افتاده
 
                        اسم شناسنامش اگه زلیخواست
                       با صد کرشمه می گه اسمم آیداست
 
هرجا که با کلاسه اونجا هستش
قلاده ی سگی درون  دستش
 
                       بعد یه آرایش صدتا صدتا
                     دختر چهل کیلو میشه نود تا
 
ترشیده و رو دست مادر هنوز
میگه شوهر میخوام مثله "تام کروز"
 
                      شوهری می خواهم که دکتر باشه
                        حساب بانک سوییسش پر باشه
 
باید هزار تا سکه مهرم کنه
تا روی دخترخالمو کم کنه
 
                       عروسیمون بالای برج میلاد
                       گذشته هاشو برده انگار از یاد
 
پشت قبالم یه موبایل و ماشین
یه خونه تهران یه خونه تو برلین
 
                    دختره تا کرج نرفته تا حالا
                  ماه عسل می گه بریم آمریکا
 
دوماد ندید بدیده و خل میشه
هول میشه و دست و پاهاش شل میشه
 
                       "خونه کلنگی ها که سنگی شدن
                        آدما اکثرا کلنگی شدن
"

« آخرين ويرايش: مارس 09, 2012, 08:14:49 pm توسط " emily " »
اگه يكيو ديدي وقتي داري ردميشي برميگرده نگات ميكنه،بدون براش مهمي;اگه يكيو ديدي وقتي داري ميوفتي برميگرده وبا عجله ميادسمتت،بدون براش عزيزي;اگه يكيو ديدي وقتي داري ميخندي برميگرده نگات ميكنه،بدون واسش قشنگی;اگه يكيو ديدي وقتي داري گريه ميكني برميگرده وميادباهات اشك ميريزه،بدون دوست داره;اگه يكيو ديدي وقتي داري باي نفرحرف مي زني تركت ميكنه،بدون عاشقته;اگه يكيو ديدي وقتي داري تركش ميكني فقط سكوت ميكنه،بدون ديوونته;اگه يكيو ديدي ازنبودنت داغون شده،بدون ك براش همه چي بودي;اگه يكيو ديدي ي روزازبي توبودن مي ناله،بدون بدون تو مي ميره;اگه يكيو ديدي بعدازرفتنت لباس سفيد پوشيده،بدون بدون تومرده;اگه ي روز ديديش ك ي گوشه افتاده وي پارچه سفيدروش كشيدن،بدون واسه خاطرتومرده                          ( شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید )

آفلاین ღ Floura ღ

  • *
  • تولید محتوا : 2
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    مریض
    فعالیت : 1%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 3%

  • استان: يزد
  • مرکز سمپاد: راهنمايي فرزانگان
پاسخ : اشعار طنز از شاعران طناز !
« پاسخ #179 : مارس 09, 2012, 08:19:00 pm »
بــــــــــــــــــــوقــــــــــــــــــــ...
 
چند ماهی است در صدا سیما / آمده طنز پرطرفداری
 
در حقیقت سیاسی و کمدی / گریه دار است و "خنده بازار"ی
 
 
جای اسم و مقام و حرف رکیک / بین برنامه بوق باب شده
 
جای لفظ فلان فلان قدیم / بوق ممتد ولی حساب شده
 
 
اگر اهل سیاست و ذوقی / من هم امروز حرف ها دارم
 
و چه خوب است در سخن جای / بعضی الفاظ بوق بگذارم
 
 
آی آقای بوق خالی بند / بوق ها را نریختی به حساب
 
بوق سهم عدالتت پس کو / مسکن بوق بی حساب و کتاب
 
 
همه بی کار و داده ای به یکی / چند پست کلیدی اهدائی
 
بزن از حلق مردم مظلوم / بده بوقندیار بوقائی
 
 
مانده ام بوق از کجا آمد / روی فرمان چرخ تو جا شد
 
مثل دوران بوق در بر تو / بوق پیدا شد و "هویدا" شد
 
 
دوستم با تو گفت از در لطف / درد خود با خلوص درمان کن
 
بوق بیرون فتاده ات دیدند / زشتی بوق خویش پنهان کن
 
 
 
طفلکی حرف بد نگفته به تو / اصلا این حرف را بزن تو به من
 
من اگر با تو حرف بوق زدم / بوق من را خودت بیا بشکن
 
 
یاد داری که بوق قبل از تو / بوق ها را شنید و کرد انکار
 
بس که هشدار را ندیده گرفت / منحرف شد ز راه و زد به چنار
 
 
شطّ رنج است ضربه ی حداد / بعد هر ضربه کیش و مات جدید
 
مرد باید که حرف حق بزند / هرکه "عاش سعید مات سعید"
اگه يكيو ديدي وقتي داري ردميشي برميگرده نگات ميكنه،بدون براش مهمي;اگه يكيو ديدي وقتي داري ميوفتي برميگرده وبا عجله ميادسمتت،بدون براش عزيزي;اگه يكيو ديدي وقتي داري ميخندي برميگرده نگات ميكنه،بدون واسش قشنگی;اگه يكيو ديدي وقتي داري گريه ميكني برميگرده وميادباهات اشك ميريزه،بدون دوست داره;اگه يكيو ديدي وقتي داري باي نفرحرف مي زني تركت ميكنه،بدون عاشقته;اگه يكيو ديدي وقتي داري تركش ميكني فقط سكوت ميكنه،بدون ديوونته;اگه يكيو ديدي ازنبودنت داغون شده،بدون ك براش همه چي بودي;اگه يكيو ديدي ي روزازبي توبودن مي ناله،بدون بدون تو مي ميره;اگه يكيو ديدي بعدازرفتنت لباس سفيد پوشيده،بدون بدون تومرده;اگه ي روز ديديش ك ي گوشه افتاده وي پارچه سفيدروش كشيدن،بدون واسه خاطرتومرده                          ( شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید )

 

Powered by SMF 2.0 | SMF © 2006–2009, Simple Machines LLC