نویسنده موضوع: خنده بازار ( گلچین طنز )  (دفعات بازدید: 13857 بار)

0 کاربر و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین rayanams

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    شاد و سرحال
    فعالیت : 3%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 1%

  • استان: semnan
  • مرکز سمپاد: shahid beheshti
پاسخ : مطالب طنز
« پاسخ #140 : سپتامبر 23, 2011, 03:39:01 pm »
انواع نخبه (مطلب طنز)

نخبه بودن یا نبودن یکی از مهمترین مسائل حیات بشری از بدو خلقت تا کنون بوده است .
نخبه های اولیه کسانی بودند که با استفاده از برگ درخت مو برای خود پوشش درست میکردند . بعد از سال نو برای شب نو لیاس جدید می خریدند، و ازبرگ های قدیمی برای طبخ دلمه بهره می جستند ! طبق تحقیقاتی که صورت گرفته است نخبگی بعد از گارگری معدن سخت ترین کار دنیاست .


اگر فکر می‌کنید که نخبه‌ها فقط تنها کسانی هستند که از هوش و زکات و پشتکار زیادی برخوردار هستند سخت در اشتباهید! حتی اگر آی‌کیوی شما در حد یه جلبک باشد، می‌توانید برای خود یه نخبه باشید. مثل افرادی که به شما معرفی میکنم تا شما هم راه و روش نخبگی رو یاد بگیرید.

نخبه بی نزاکت : انیشتن چو تا قبل از دست زدن به هرچیز اون سر کلش پیدا میشه .

نخبه علاف : نیوتن به دلیل مگس پرونی و یه قول دوقول بازی کردن زیر درخت سیب .

نخبه ریاضی : علی پروین به دلیل نظریه 70 درصد آماده ایم و فقط می‌مونه 40 درصدما بقی!

نخبه گزارشگری : بهرام شفیع به دلیل گزارشگری مسابقات روز دنیا به اطلاعات جام حهانی 1986

نخبه زیست شناسی: جورج wc بوش پدر به دلیل اینکه با به دنیا آمدن پسرش حلقه مفقوده داروین پیدا شد.

نخبه منکرات سرخود: بابا طاهر عریان.

نخبه پیچوندن: خانواده محترم بزبز قندی (شامل: شنگول ، منگول ، حبه انگور) چون همیشه پی به افکار شیطانی و پلید این اقا گرگه می بردند. اونم به وسیله ایفون تصویری و سیم مانیکور .

نخبه جهت یابی : استاد اسدی خودمون به خاطر باز کردن دروازه تیم ملی در دقیقه 2 بازی در مقابل ژاپن

نخبه همسر یابی: خاله سوسکه ی معروف که تو این کساد شوهر ماشا الله یه عالم خواستگار داره تا حدی که باباش میزنه زیر اواز میخونه به مضمون: یکیشون خیلی خوبه، یکشون خیلی خوبه، همگید بگید ماشاالله

نخبه آمارگیر: گراهام بل به خاطر اختراع تلفن

نخبه لعنتی: کسی که این گوشی همراه ساخت به دلیل این اختراش ما باید ماهی خدا تومان بدین به مخابرات.

نخبه آدمکش : برادران رایت به دلیل اختراع هواپیما که سالانه جون هزاران نفره میگیره

نخبه صنعت بیمه: بازیگران و خواندگان هالیوودی به دلیل اختراع یک نوع بیمه عجیب و غریب .

نخبه منشیگری: مونیکا لوینسکی، به دلیل اینکه بیل کیلینتون را با منشی‌گریش از کار بیکار کرد و هیلاری کلینتون را به جرگه سیاست مدارها اضافه کرد.

نخبه فداکاری: پترس چون توانست فشار آب پشت سد با یه انگشت مهار کنه.

نخبه سرکاری: مونالیزا به خاطر لبخندی که سالیان سال همه ملت و سر کار گذاشته!

نخبه برنامه کودک: این مجید قناد و قلقلی هنوز بعد از 50 سال با همون شکل و شمایل برنامه کودک درست میکنن.

آفلاین rayanams

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    شاد و سرحال
    فعالیت : 3%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 1%

  • استان: semnan
  • مرکز سمپاد: shahid beheshti
پاسخ : مطالب طنز
« پاسخ #141 : سپتامبر 23, 2011, 03:44:06 pm »
مطلب کاملاً فمنیستی

زنان عیب های بسیاری دارند ولی در مرد ها فقط دو عیب وجود دارد :1 آنچه بر زبان می آورند و2 آنچه انجام می دهند !

 

زن خطرناک وجود ندارد ، مرد ها خودشان آسیب پذیرند !!

 

زن ، خودش را خوشگل می کند ، چون خوب فهمیده که چشم مرد تکامل یافته تر از مغز اوست !

 

شوهر سر است ، زن تاجی که بر رویش نهاده اند.!

 

مرد نثر آفرینش است و زن ، شعر آن

 

عوض کردن شوهر فقط عوض کردن مشکل است !

 

بسیاری از مرد های با هوش ، زن کودنی دارند ، اما به ندرت زن با هوشی پیدا می شود که شوهر کودنی داشته باشد.

 

یکی از علایم پیری مرد این است که که وقتی خانم راننده ای با او تصادف کرد به جای اینکه در صدد آشنایی با او بر آید پلیس را خبر کند .

 

ورود زن آغاز سعادت و خوشبختی است .

 

زن برای شوهرش حکم چتر را دارد ، هم عصای دستش است و هم از باران حوادث محافظتش می کند .

 

من نمیخواهم انکار کنم که زنان احمق اند ، خداوند آن ها را آفرید تا با مرد ها جور در بیاییند !

 

مرد ها وقتی شوهران خوبی هستند سخت کسل کننده اند ، و وقتی هم که شوهران خوبی نیستند به طور نفرت آوری مغرور اند

 

مردی که سعی می کند زنی را فراموش کند هر گز او را دوست نداشته است .

 

وقتی مردی در اتومبیل را برای همسرش باز می کند دو حالت دارد : یا اتومبیل نو است یا همسرش !!!

 

مرد افتخار و شهرت می خرد اما زن بهایش را می پردازد .

 

مرد ها جنگ را دوست دارند چون به خاطر جنگ ، ظاهر جدی پیدا می کنند و این تنها چیزی است که نمی گذارد زن ها بهشان بخندند.

 

زن ها همیشه نگران چیز هایی هستند که مرد ها فراموش می کنند ، و مرد ها همیشه نگران چیز هایی هستند که زنان به یاد می آورند !

 

چرا ما زن ها نمی توانیم ( جک ) بگوییم ؟ زیرا با آنها ازدواج می کنیم !

 

خدا مرد را آفرید ، ولی اگر من بودم بهترش را می آفریدم !

 

همه ی مرد ها بد نیستند ، بد و بد ترین هم دارند !

 

در دنیا تنها دو چیز زیباست : زن و گل

 

عروس زنی است با دور نمای زیبای خوشبختی در پشت سر !

 

چرا مردان زنان با هوش را دوست دارند : به این خاطر که دو قطب غیر همنام یکدیگر را می ربایند

 

پشت سربیشترزنان مشهور مردی ایستاده که نا امیدش کرده است.

 

هنگامی که مردان عاشق زنان می شوند ، تنها بخش اندکی از زندگی اشان را به آن ها می بخشند ، اما زنان همه چیزشان را فدای عشق می کنند.

 

عشق تاریخ زندگی یک زن است ولی در زندگی یک مرد ، تنها یک حادثه ی فرعی .

 

مردها مثل طالبی اند ، از هر ده تا یکی خوب در می آید .

 

شوهر باز نشسته ، شغل تمام وقت همسرش است !

 

هر مردی می تواند داماد شود ، اما هر دامادی نمی تواند مرد باشد !

 

مرد ها بر دو نوع اند ، یا بد جنس اند و یا جنسشان خراب است.

 

مشکل زنان این است که با( هیچی) هیجان زده می شوند و بعد هم با( او) ازدواج می کنند !!

 

مرد ها همیشه از این هراس دارند که زنان بدون آنها بتوانند گلیم خود را از آب بکشند !

آفلاین rayanams

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    شاد و سرحال
    فعالیت : 3%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 1%

  • استان: semnan
  • مرکز سمپاد: shahid beheshti
پاسخ : مطالب طنز
« پاسخ #142 : سپتامبر 23, 2011, 03:44:40 pm »
ضرب المثل های کشورهای مختلف درباره زنان

 

اینها ضرب‌المثل‌های زنانه‌ی کشورهای مختلف هستند. یعنی ما اینها رو نساختیم. به کشورهای مختلف هم هیچگونه مشاوره‌ای در این زمینه نداده‌ایم. اما اگر بعضی‌هاش اوقاتتون رو تلخ کرد، ما از طرف اون کشورها و ملل مختلف از شما عذرخواهی می‌کنیم!

دوست داشتین، بگید چند تا شعار فمینیستی هم بدهیم!

 

۱-فرانسویها

مردی از چوب به زنی از طلا می ارزد (ناپلئون)

انتخاب زن و هندوانه مشکل است

 

۲-نروژیها

شیطان زن را بلعید ولی از هضمش عاجز ماند

نه ماهی بدون استخوان است نه زن بدون جنون

زن مثل نعناع است هر چه بیشتر آن را بکوبی بویش بهتر است

به سگی که می خوابد و به جهودی که قسم می خورد و به زنی که گریه می کند اعتماد مکن

گوشت را به خواستگاری بفرست نه چشمت را

 

۳-هلندیها

تمام شعور زن در خانه است اگر از آن خارج شد فاقد ارزش می گردد

اگر زن خوب بود خدا هم یکی برای خودش درست می کرد

 

۴-کوبائیها

زن و سگ را باید دنبال نژادشان رفت

زن را هم می شود مانند سگ به یک تکه استخوان اغوا کرد

 

۵-انگلیسیها

مردی که زن می گیرد مثل کسی است که میمون می پروراند.او باید مسئول خرابکاریش باشد

اگر زن به اندازه خوبیش کوچک می بود سرا پایش با یک پوست نخود پوشیده می شد

سگ همیشه قابل اعتماد است و زن تا اولین فرصت

زن در ۱۰ سالگی فرشته، در ۱۵ سالگی طاهره، در ۴۰ سالگی ابلیس و بعد از آن عفریته است

به زن بگو زیبایی تا از خوشی دیوانه اش کنی

دختر عفیف اگر پایش شکسته باشد بهتر است تا برای تفریح از خانه دور ماند

 

۶-اعراب

زن کچل به موهای دختر خاله اش می نازد

 

۷-آلمانیها

زن شکل فرشته و قلب افعی و شعور خر دارد

وقتی زنی می میرد یک فتنه از دنیا کم می شود

مراقبت از یک جوال مگس آسانتر است تا مراقبت از یک زن

زن زیبایی را بر عقل و شعور ترجیح می دهد

زن بدون مرد باغ بدون دیوار است

 

۸-آلبانیها

زن را به دروغ و سگ را با استخوان راضی کن

زنی که می خواند شو هر می خواهد

 

۹-آفریقائیها

زن حکم اسب را دارد. کسی که او را می راند صاحب اوست

 

۱۰-آمریکائیها

دهان زن تعطیل بردار نیست

زن زیبا =زحمت زیبا

 

۱۱-اسپانیولیها

به زن بی صدا و سگ ساکت اعتماد مکن

گیسوی زن دراز است و عقل او گرد

زن را جوان بگیر و جگر را گرم بخور

دختران که همه خوبند پس زنان بد از کجا می آیند

 

۱۲-فنلاندیها

مرد برای کار از خانه بیرون می رود و زن برای اینکه او را تما شا کنند

زن را از ده بگیر نه از خیابان

 

۱۳-مراکشیها

با زنت مشورت کن و عقیده خودت را اجرا نما

زنی که از خانه بیرون می رود حکم باغی را دارد که در مسیر گله قرار گرفته باشد

 

۱۴-هندیها

سواد برای زن مانند خنجر در کف میمون است

به ابلیس پناه بده ولی به زن راه مده

 

۱۵-سوئدیها

به محصولت تا به انبار نریزی و به زنت تا در گورش نسپاری اعتماد مکن

زن زیبا و مال دنیا خائن ترین چیزهاست.!

آفلاین rayanams

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    شاد و سرحال
    فعالیت : 3%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 1%

  • استان: semnan
  • مرکز سمپاد: shahid beheshti
پاسخ : مطالب طنز
« پاسخ #143 : سپتامبر 23, 2011, 03:52:24 pm »
عاقبت شخصیت های کارتونی

الفی دیگه از هیچی نمی ترسه!

 

آلیس شوهر کرده. دو تا بچه ام داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان 50 متری ساده

 

آن شرلی آرایشگر معروفی شده تو جردن و چند تا محله بالا شهر شعبه زده. حسابی جیب مردم و خالی میکنه به اسم گریم و رنگ موهای عالی.

 

ای کیو سان کراکی شده و مخش تعطیل تعطیله!

 

بامزی یه خرس بزرگ شد و شکارش کردن!

 

شلمان هنوزم خوابه!

 

پت پستچی بازنشسته شده و الانم تو خونه سالمندان منتظر مرگشه!

 

بنر رو یادته؟ پوستشو تو خیابون منوچهری 30 تومن می فروختن!

 

بالتازار و زبل خان آلزایمر گرفتن.

 

تام سایر حسابی با کلاس شده و موهاشو مدل جوجه تیغی درس میکنه!

 

تام و جری دوتا دوست صمیمی شدن!

 

تن تن تو یه روزنامه خبرنگار بود، الان تو زندانه!

 

میگن خاله ریزه حاج خانوم شده, تو مجالس زنونه روضه می خونه و خرج زندگی خودشو شوهر معلولشو ازین راه در می آره! قاشق سحر آمیز و جنگلی ام دیگه تو کار نیست!

 

جیمبو رو از رده خارج کردن(اینو دقیقن نمی دونم, شایدم اجاره دادنش به ایران ایر!!)

 

چوبین خیلی وقته که مادرش و پیدا کرده و دنبال یه وامه تا ازدواج کنه!

 

حنا خانوم دکتر شده, مادرشم از آلمان برگشته کنارش!

 

خپل رو از باغ گلها انداختنش بیرون، اونجا یه برج 1000 طبقه ساختن! (چند روز پیش کنار یه سطل آشغال دیدمش - خیلی لاغر شده!)

 

خانواده دکتر ارنست همسایه مونن. هر سه تا بچه اش رفتن، زن دکتر خیلی مریضه!

 

رابین هود رو تو اسلامشهر گرفتنش - به جرم شرارت!- هفته دیگه اعدامش می کنن!

 

سوباسو و کاکرو قهرمان جهان شدن. خوب که چی؟!

 

کایوت بالاخره رود رانر رو گرفت ولی از شانس بدش آنفولانزای مرغی گرفت و... اونم مرد!

 

هیشکی نفهمید گالیور عاشق فلورتیشیاست!

 

لوک خوش شانس ساقی محله مونه!

 

مارکو پولو تو میدون راه آهن یه میوه فروشی زده - میگن کارش خیلی گرفته!

 

گربه سگ عمل کردن و جدا شدن!

 

ملوان زبل تو کار قاچاق آدمه!

 

آقای پتی‌بن تو میدون شوش یه بنکدار کله گندس!

 

معاون کلانتر ارتقای شغلی پیدا کرده, داره میشه رئیس پلیس!

 

آقای نجار مرده و از وروجکم خبری نیست!

 

پت و مت حالا دیگه دوتا آقای مهندسن!

 

هایدی یه پزشک ماهر شده و چشمای مادر بزرگ و عمل کرد

 

نل افسردگیش خوب شد و داستان زندگیشو به زودی چاپ میکنه!

 

راستی بابا لنگ دراز هپاتیت C داره... واسش دعا کنید!

آفلاین rayanams

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    شاد و سرحال
    فعالیت : 3%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 1%

  • استان: semnan
  • مرکز سمپاد: shahid beheshti
پاسخ : مطالب طنز
« پاسخ #144 : سپتامبر 23, 2011, 03:55:06 pm »



بچه مثبت قد متوسطی دارد با چشم های قهوه ای در مواردی چشم روشن هم دیده شده

 

است بچه مثبت فرق باز نمی کند .ژل نمی زند هیچ وقت مدل تیفوسی وتن تنی و... را رو

 

کله اش امتحان نکرده است
 
موهایش را به یک طرف سرش شانه می کند ومی خوابد بچه مثبت پیراهن پارچه ای ساده

 

 

می پوشد گاهی چارخانه وراه راه گاهی وقت ها که غلظت الاینده خلافش بالا بزند استین

 

کوتاه هم می پوشد گاهی  کتان  ودر موارد بسیار معدودی شلوار جین او تا حالا شلوار هفت هشت جیب نپوشیده

 

است کفشهای بچه مثبت از همین کفشهای چرمی مردانه است گاهی هم کفش ورزشی

 

می پوشد اما نه در رنگ های عجیب وغریب کمربند می بندد وساعت چرمی بچه مثبت کتاب می خواند هفته ای یکی دوتا هم   نشریه می خردگاهی وقت ها شعر می گوید یا داستان می نویسد بچه مثبت خلاف نیست پایش را از محله بیرون نمی گذارد

 
پاتوقش نه زیر چراغ برق است نه سالن بدنسازی نه کافی نت خیلی که دست از پا خطا

 

کند می رود کتابخانه یا ویدئو کلوپ بچه مثبت گاهی عاشق می شود از همان اول هم به

فکر ازدواج است بلد نیست نامه عاشقانه بنویسدبنابراین از شعر زیاد استفاده می کند معدل بچه مثبت الف است   وجزو ه هایش مرتب وهمیشه توی کلاسردیف اول می نشیند بچه مثبت فکر می کند دودره یعنی اتاقی که دوتا در داشته باشد.

آفلاین minina

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    نا امید
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 1%

  • استان: البرز
  • مرکز سمپاد: راهنمايي فرزانگان كرج
شباهت پسرا با سوسك!محض خنده
« پاسخ #145 : سپتامبر 24, 2011, 01:30:08 pm »
اين متن فقط محض خنده است و قصد توهين به مذكر ها را ندارد.

شباهت پسرا با سوسك:
1.سمجند!
2.زشتند!
3.تو خيابون ولند!

آنلاین AliM

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    عاشق
    فعالیت : 1%
    کیفیت : 55%
    خلاقیت : 1%

  • استان: تهران
  • مرکز سمپاد: انرژي اتمي-تيزهوشان
لعنت به مستراحی که .....!!!!
« پاسخ #146 : نوامبر 10, 2011, 11:24:46 pm »
با کمال احترام این تاپیک فقط محضه خنده هستش
لعنت به مستراحی که برچسب قرمز و آبی شیرش برعکس خورده باشد.
لعنت به مستراحی که سوسک ها بدون اطلاع و هماهنگی سرشان را از چاه بیرون بیاورند.
لعنت به مستراحی که مرکز کانونی تحدّب کاسه اش روی صورت آدم باشد.
لعنت به مستراحی که قبل از نشستن کسی درش را بزند.
لعنت به مستراحی که آبش برود و آفتابه اش خالی باشد.
لعنت به مستراحی که پشت درش نوشته باشند: «لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان ب... .»
لعنت به مستراحی که صدا را 56 مرتبه اکو کند.
لعنت به مستراحی که شیلنگش از هفت جا سوراخ شده باشد.
لعنت به مستراحی که سر شیلنگش همیشه توی چاهش افتاده باشد.
لعنت به مستراحی که فاصله کاسه اش از دیوار پشتی فقط یک سانت باشد.
لعنت به مستراحی که فشار شیر آبش مثل شیر سماور است.
لعنت به مستراحی که بدون آن بنی بشر هیچ چی نیست.
« آخرين ويرايش: نوامبر 10, 2011, 11:26:34 pm توسط AliM »
****تخیل مهمتر از دانش است.علم محدود است اما تخیل دنیا را دربر می‌گیرد****
\\\اگه با من موافقي دكمه تشكر رو فشار بده اگه با من مخالفي فشار نده!/ / /

آفلاین محمد مهدی افتخاری زاده

  • *
  • تولید محتوا : 1
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    مهربون
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 3%

  • استان: qom
داستان طنز
« پاسخ #147 : دسامبر 16, 2011, 08:25:11 pm »
چرچیل و راننده تاکسی

چرچیل(نخست وزیر اسبق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه می‌رفت.

هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.

راننده گفت: “نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم” .

چرچیل از علاقه‌ی این فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد.

راننده با دیدن اسکناس گفت: “گور بابای چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم این‌جا منتظر می‌مانم!”

جنی

یه روزی یه مرده نشسته بوده و داشته روزنامه اش رو می خونده که زنش یهو ماهی تابه رو می کوبه تو سرش!

مرده می گه: برا چی این کار رو کردی؟

زنش جواب می ده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه تکه کاغذ پیدا کردم که توش اسم جنى (یه دختر) نوشته شده بود…

مرده می گه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش جنی بود.

زنش معذرت خواهی می کنه و می ره به کارای خونه برسه.

سه روز بعد، مرد داشت تلویزین تماشا می کرد که زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگتر می کوبه تو سرش به طوری که مرده تقریبا بیهوش می شه.

مرد وقتی به خودش میاد می پرسه این بار برای چی منو زدی؟

زنش جواب می ده: آخه اسبت زنگ زده بود!

زنم دست از سرم بر نمیداره!

آقای دکتر پاک بهم ریختم..خیلی میترسم..زنم دست از سرم بر نمیداره..خدا بیامرز همش بخوابم میاد..میگه پس کی میخای به حرفت عمل کنی..یکسال گذشت!!..

خب..مگه چی بهش گفته بودی؟!!..چرا عمل نمیکنی؟!!.

هیچی آقای دکتر..بهش گفته بودم..یه لحظه هم بدون تو زنده نمیمونم!!

دخترک حاضرجواب

یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.

ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.

از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟

مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.

دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!

لباس های کثیف همسایه

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌ کشی کردند.

روز بعد، ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش در حال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت: «لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمی داند چه طور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباس‌ شویی بهتری بخرد.»

همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.

هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: «یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده!»

مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!»

برایخودم تکراری بود ولی امیدوارم برای شما اینجوری نباشه
« آخرين ويرايش: دسامبر 16, 2011, 09:20:02 pm توسط Bye all »
بای تا..... نمیدونم برام دعاکنید خوب شم
  شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید

آفلاین فرشته کوچولو

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    خجالتی
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 30%
    خلاقیت : 1%

  • استان: قم
  • مرکز سمپاد: سوم دبیرستان
پاسخ : داستان طنز
« پاسخ #148 : دسامبر 22, 2011, 08:09:29 pm »
تودماغ هر کسی یک حلزون زندگی می کند با دندان های تیز.
پس اگر انگشتت را فرو کنی تو دماغت حلزونه ممکنه ناخنت را گاز بگیره
اگر بیشتر فرو کنی انگشتت را گاز می گیره
واگر بیشتر ترفرو کنیانگشترت را
ولی اگر تا آخر فرو کنی کل انگشتتت رو نفله می کنه.
نویسنده:شل سیلور .استاین
به وبلاگم سر بزنید زود به زود
این هم آدرسش
شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید
اومدی؟منتظرما!

آفلاین honey jojo

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    خونسرد
    فعالیت : 1%
    کیفیت : 32%
    خلاقیت : 1%

  • استان: كرج
كسى سوالى نداره؟!
« پاسخ #149 : ژانویه 09, 2012, 01:40:00 pm »
از بدو تولدم موفق بودم,وگرنه پام به اين دنيا نميرسيد!

از همون اول كم نياوردم,با ضربه دكتر چنان گريه اى كردم كه فهميد جواب ((هاى)),((هوى)) است!

هيچوقت نگذاشتم چيزى شكستم بدهد,پى در پى شير مخوردم و به درد دلم توجه نميكردم!

اين شد كه وقتى رفتم مدرسه از همه هم سن وسال هام بلندتر بودم و همه ازم حساب ميبردند!

هيچوقت درس نخوندم,هروقت نوبت من شدكه.......برم پاى تخته زنگ ميخورد!

هر صفحه اى از كتاب را كه باز ميكردم,جواب سوالى بود كه معلمم از من ميپرسيد!

اين بود كه سال سوم و چهارم دبيرستان كه بودم,معلمم كه من را نابغه ميدانست منو فرستاد المپياد رياضى!

تو المپياد مدال طلا بردم!!آخه ورق من گم شده بود و يكى از ورقه ها بى اسم بود,منم گفتم اسممو يادم رفت بنويسم!

بدون كنكور وارد دانشگاه شدم هنوز 1 ترم نگذشته بو كه تو راهروى دانشگاه يه دسته ى عينك پيدا كردم,

اومد بشكونمش كه خانمى سراسيمه خودش رو به من رسوندو از اينكه دسته عينكشو پيدا كرده بودم,

حسابى ازم تشكر كردو گفت:نيازى به صاف كردنش نيست زحمت نكشيد!

اين شد كه هروقت چيزيرو از زمين برداشتم,يهو جلوم سبز ميشد و از اينكه گم شده اش رو پيدا كرده بودم تشكر ميكرد!

بعدا توى دانشگاه پيچيد:دختر رييس دانشگاه,عاشق ناجى اش شده,تازه فهميدم اون دختر كيه و اون ناجى كيهى!

1 روز كه براى روز معلم براى يكى از استادام گل برده بودم يكى از بچه ها دسته گلم رو از پنجره شوت كرد بيرون,

منم سرك كشيدم ببينم كجاست كه ديدم افتاده تو بغل  اون دختره!

خلاصه اين شد ماجراى خواستگارى ما!!!!!


و الان هم استاد شمام!كسى سوالى نداره؟؟!






اميدوارم تكرارى نباشه :چشمک:
دلمان كه ميگيرد تاوان لحظه هایی است كه دل ميبنديم!

آفلاین Ian somerhalder(همون بردیا)

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    خونسرد
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 1%

  • استان: تهران
وقتی که دخترا میرن سربازی !!! ( طنز )
« پاسخ #150 : آوریل 14, 2012, 04:13:35 pm »
صبحگاه:
فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)
کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن





ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...
سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی

...

صبحانه:
وا...اقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

...

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)

فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه ...
آره، تازه پاره هم میشه ...
وای وای خاک میره تو دهنمون ...
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...

...

ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو..

چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

...

بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام

فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد ، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه ها گم میشود...
هوووو....بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری...
بی آبرو ******** بیرون...
وای نامحرم...
کثافت حمال...
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!!)

...

بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

...

شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو

فرمانده: بلندشید برید بخوابید!

همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجباا
Nobody wants u, nobody make u happy, nobody wants good thing for u, nobody cares about u, My name is NOBODY ...

آفلاین ღ Floura ღ

  • *
  • تولید محتوا : 2
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    مریض
    فعالیت : 1%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 3%

  • استان: يزد
  • مرکز سمپاد: راهنمايي فرزانگان
پاسخ : وقتی که دخترا میرن سربازی !!! ( طنز )
« پاسخ #151 : آوریل 24, 2012, 05:55:25 pm »
بچي ها!اين سنجابه خيلي نااازه;فك كنم اينم سربازه باشــــــــــــه :365: 
« آخرين ويرايش: آوریل 24, 2012, 05:59:14 pm توسط ღ Floura ღ »
اگه يكيو ديدي وقتي داري ردميشي برميگرده نگات ميكنه،بدون براش مهمي;اگه يكيو ديدي وقتي داري ميوفتي برميگرده وبا عجله ميادسمتت،بدون براش عزيزي;اگه يكيو ديدي وقتي داري ميخندي برميگرده نگات ميكنه،بدون واسش قشنگی;اگه يكيو ديدي وقتي داري گريه ميكني برميگرده وميادباهات اشك ميريزه،بدون دوست داره;اگه يكيو ديدي وقتي داري باي نفرحرف مي زني تركت ميكنه،بدون عاشقته;اگه يكيو ديدي وقتي داري تركش ميكني فقط سكوت ميكنه،بدون ديوونته;اگه يكيو ديدي ازنبودنت داغون شده،بدون ك براش همه چي بودي;اگه يكيو ديدي ي روزازبي توبودن مي ناله،بدون بدون تو مي ميره;اگه يكيو ديدي بعدازرفتنت لباس سفيد پوشيده،بدون بدون تومرده;اگه ي روز ديديش ك ي گوشه افتاده وي پارچه سفيدروش كشيدن،بدون واسه خاطرتومرده                          ( شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید )

 

Powered by SMF 2.0 | SMF © 2006–2009, Simple Machines LLC