نویسنده موضوع: عاشقانه ها...  (دفعات بازدید: 992 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین سالاری

  • *
  • تولید محتوا : 6
  • حالت من:
    خونسرد
  • مدال ها این نشان به مدیر انجمن هایی تعلق ميگيرد كه انجمنشان رو به بهترین شکل اداره کنند.
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 67%
    خلاقیت : 3%

  • استان: یزد
عاشقانه ها...
« : فوریه 06, 2011, 04:15:19 pm »
شهر عشق...
آشتی کن بامن ای دیر آشنای شهرِعشق
ای بهار باصفایِ باغهایِ شهرِعشق

مر مرا تا مخملینِ وادیِ رویا ببر،
شهرزادِ خوش سُرایِ قصه هایِ شهرعشق

برنمی تابم دگر نیرنگِ رندِ روزگار
راه بنمایم به امنِ بی ریایِ شهرعشق

فرصتی کوتاه و عمرِ در گذر بس تیزپای
چاره کو تا لحظه های ِ دیر پایِ شهرعشق؟

گرچه خود من ناشناسم در حریمِ عاشقان
بس نشان از شعرِ من در جای جایِ شهرعشق

فرصت ِ سرمایه ی ِ هستی به سودایِ تو سوخت
این منم این ورشکستِ بینوایِ شهرعشق

حظِ وصلت تا مرا در لذتی بی واژه برد
پرزدم از بسترت تا کبریایِ شهرعشق

کوچه ها هنگامه یِ مجنون، ولی لیلی کجاست؟
حیرت انگیزاست، باری، ماجرایِ شهرعشق!

طاقتِ قهرِ توام پیرانه سر از دست رفت
آشتی برمن روا دار ای خدایِ شهرعشق

شاعر: جهانگیر صداقت فر
« آخرين ويرايش: نوامبر 06, 2011, 10:35:37 pm توسط janus »
همه چی از یاد آدم می ره مگه یادش که همیشه یادشه...

آفلاین سالاری

  • *
  • تولید محتوا : 6
  • حالت من:
    خونسرد
  • مدال ها این نشان به مدیر انجمن هایی تعلق ميگيرد كه انجمنشان رو به بهترین شکل اداره کنند.
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 67%
    خلاقیت : 3%

  • استان: یزد
پاسخ : عاشقانه ها...
« پاسخ #1 : فوریه 20, 2011, 04:03:46 pm »
عشق...

عشق از من و نگاه تو تشکیل می‌شود

گاهی تمام من به تو تبدیل می‌شود

وقتی به داستان نگاه تو می‌رسم

یکباره شعر وارد تمثیل می‌شود

ای عابر بزرگ که با گامهای تو...

از انتظار پنجره تجلیل می‌شود

تا کی سکوت و خلوت این کوچه‌های سرد

بر چشمهای پنجره تحمیل می‌شود؟

آیا دوباره مثل همان سالهای پیش

امسال هم بدون تو تحویل می‌شود؟

بی شک شبی به پاس غزلهای چشم تو

بازار وزن و قافیه تعطیل می‌شود

«آنروز هفت سین اهورایی بهار

موعود! با سلام تو تکمیل می‌شود»


زهرا بیدکی
همه چی از یاد آدم می ره مگه یادش که همیشه یادشه...

آفلاین HamRaz

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : پسر
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 1%

  • استان: فارس
  • مرکز سمپاد: فرزانگان ناحیه 4 - شیراز
**__عشق یعنی__**
« پاسخ #2 : فوریه 27, 2011, 06:25:48 pm »
عشق یعنی با تو خواندن از جنون
عشق یعنی سوختنها از درون
عشق یعنی سوختن تا ساختن
عشق یعنی عقل و دین را باختن
عشق یعنی دل تراشیدن ز گل
عشق یعنی گم شدن در باغ دل
عشق یعنی تو ملامت کن مرا
عشق یعنی می ستایم من تو را
عشق یعنی در پی تو در به در
عشق یعنی یک بیابان درد سر
عشق یعنی با تو آغاز سفر
عشق یعنی قلبی آماج خطر
عشق یعنی تو بران از خود مرا
عشق یعنی باز می خوانم تو را
عشق یعنی بگذری از آبرو
عشق یعنی کلبه های آرزو
عشق یعنی با تو گشتن هم کلام
عشق یعنی انتظار یک سلام
عشق یعنی دستهایی رو به دوست
عشق یعنی مرگ در راهت نکوست
عشق یعنی شاخه ای گل در سبد
عشق یعنی دل سپردن تا ابد
عشق یعنی سروهای سربلند
عشق یعنی خارها هم گل کنند
عشق یعنی تو بسوزانی مرا
عشق یعنی سایه بانم من تو را
عشق یعنی بشکنی قلب مرا
عشق یعنی می پرستم من تو را
عشق یعنی آن نخستین حرفها
عشق یعنی در میان برفها
عشق یعنی یاد آن روز نخست
عشق یعنی هر چه در آن یاد توست
عشق یعنی تک درختی در کویر
عشق یعنی عاشقانی سر به زیر
عشق یعنی بگذری از هفت خان
عشق یعنی آرش و تیر و کمان؟

آفلاین سالاری

  • *
  • تولید محتوا : 6
  • حالت من:
    خونسرد
  • مدال ها این نشان به مدیر انجمن هایی تعلق ميگيرد كه انجمنشان رو به بهترین شکل اداره کنند.
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 67%
    خلاقیت : 3%

  • استان: یزد
پاسخ : **__عشق یعنی__**
« پاسخ #3 : مارس 01, 2011, 12:10:36 am »
مهم ترین مشکل ما در این انجمن مشخص نکردن نام سراینده اشعار است...
همه چی از یاد آدم می ره مگه یادش که همیشه یادشه...

آفلاین ღ♥♥CalAntar♥♥ღ

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • فعالیت : 1%
    کیفیت : 25%
    خلاقیت : 1%

  • استان: البرز
  • مرکز سمپاد: فرزانگان2
پاسخ : **__عشق یعنی__**
« پاسخ #4 : مارس 01, 2011, 04:03:33 pm »
 "عشق یعنی گم شدن پیداشدن،

   عشق یعنی غرق در رویا شدن،

   عشق یعنی آتشی بر روی آب،

   عشق یعنی خوش خیالی مثل خواب،

   عشق یعنی حسرت دیدار تو،

   عشق یعنی یک کلام بی صدا،

   عشق یعنی من تورا می خواستم،

   عشق یعنی رفتی ومن باختم،

   عشق یعنی مهربانی های تو،

   عشق یعنی مثل کشتی غرق در دریای تو"

شنیده بودم ولی در کل حال کردم قشنگ بود!
ممنون :تشکر:
ღگاه می توان ، تمام زندگی را در آغوش گرفتღ
ღفقط کافیست تمام زندگی ات ، یک نفر باشღ

شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید
...:::با حضور خود در حزب حضور، شاهد ظهور بهترین ها برای خود باشید:::...

آفلاین Shady

  • *
  • تولید محتوا : 1
  • جنسيت : دختر
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 3%
    خلاقیت : 1%

  • استان: tehran
خاکستری
« پاسخ #5 : مارس 01, 2011, 05:29:31 pm »
روح بزرگوار من
دلگیرم از حجاب تو
شکل کدوم حقیقته
چهره ی بی نقاب تو
وقتی تن حقیرمو
به مسلخ تو میبرم
مغلوب قلب من نشو
ستیزه کن با پیکرم
اسم منو از من بگیر
تشنه ی معنی منم
سنگینه بار تن برام
ببین چه خسته میشکنم
به انتظار فصل تو
تمام فصل ها گذشت
چه یاس بی نهایتی
ندیم من بود
فصل بد خاکستری
تسلیم و بی صدا گذشت
چه قلب بی سخاوتی
حریم من بود
دژخیم بی رحم تنم
به فکر تاراج منه
روح بزروار من
لحظه یمعراج منه
فکر نجات من نباش
مرگ منو ترانه کن
هر شعرمو به پیکرم
رشته ی تازیانه کن


ایرج جنتی عطایی
« آخرين ويرايش: نوامبر 13, 2011, 01:27:08 am توسط سالاری »
بعضی وقتا آدما ب کسایی اعتماد میکنن و دوسشون دارن..که لیاقت هیچیو ندارن و نمیدونن که با هر دست بدی با همونم میگیری اخه بیچاره...وقتی1کیو ول کرده تورو بچسه؟چشاتو باز کن خنگول..اخرین حرفم بود

آفلاین سالاری

  • *
  • تولید محتوا : 6
  • حالت من:
    خونسرد
  • مدال ها این نشان به مدیر انجمن هایی تعلق ميگيرد كه انجمنشان رو به بهترین شکل اداره کنند.
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 67%
    خلاقیت : 3%

  • استان: یزد
پاسخ : عاشقانه ها...
« پاسخ #6 : مارس 02, 2011, 04:11:49 pm »
شد عشق نیز منکری از منکرات من!

خیره است چشم‌ِ خانه به چشمانِ مات من
خالی است بی‌صدا و سکوتت حیات من

دل می‌کنم به خاطر تو از دیار خویش
ای خاطرت عزیز‌تر از خاطرات من

آیات سجده‌دار خدا چشم‌های توست
ای سوره مغازله، ای سور و سات من!

حق‌السکوت می‌طلبند از لبان تو
چشمان لاابالی و لب‌های لات من

 شاعر شدن بهانه تلمیح کهنه‌ای‌ست
تا حافظ تو باشم، شاخه نبات من!

شکر خدا که دفتر من بی‌غزل نماند
شد عشق نیز منکری از منکرات من

محمدمهدی سیار
همه چی از یاد آدم می ره مگه یادش که همیشه یادشه...

آفلاین ♥maryam♥

  • نماینده گروه software
  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    قاطی
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 5%
    خلاقیت : 1%

  • استان: اذربایجان شرقی
پاسخ : **__عشق یعنی__**
« پاسخ #7 : مارس 08, 2011, 02:16:39 pm »
عشق یعنی سوختن تا ساختن ،





عشق یعنی عقل و دین را باختن ،





عشق یعنی دل تراشیدن ز گل ،





عشق یعنی گم شدن در باغ دل ،





عشق یعنی تو ملامت کن مرا،





عشق یعنی می ستایم من تو را ،





عشق یعنی در پی تو در به در ،





عشق یعنی یک بیابان درد سر،





عشق یعنی با تو آغاز سفر ،





عشقیعنی قلبی آماج خطر،





عشق یعنی تو بران از خود مرا ،





عشق یعنی باز می خوانم تو را ،





عشق یعنی بگذری از آبرو ،





عشق یعنی کلبه های آرزو،





عشق یعنی با تو گشتن هم کلام ،





عشق یعنی شاخه ای گل در سبد ،





عشق یعنی دل سپردن تا ابد ،





عشقیعنی سروهای سر بلند ،





عشق یعنی خارها هم گل کنند،





عشق یعنی تو بسوزانی مرا ،





عشق یعنی سایه بانم من تو را ،




عشق یعنی بشکنی قلب مرا ،


عشق یعنی در میان برفها ،





عشق یعنی یاد آن روز نخست ،





عشق یعنی هر چه در آن یاد توست ،





عشق یعنی تک درختی در کویر ،





عشق یعنی عاشقانی سر به زیر،





عشق یعنی بگذری از هفت خان ،





عشق یعنی آرش و تیر و کمان ... 



عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه


عشق یعنی بیستون كندن بدست


عشق یعنی شعله بر خرمن زدن


عشق یعنی آتشی افروخته


عشق یعنی انتظار و انتظار




عشق یعنی هر چه بینی عكس یار

دانلود جدیدترین نرم افزار ها در بخش کامپیوتر نرم افزار                                  
شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید

آفلاین Shady

  • *
  • تولید محتوا : 1
  • جنسيت : دختر
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 3%
    خلاقیت : 1%

  • استان: tehran
پاسخ : **__عشق یعنی__**
« پاسخ #8 : مارس 08, 2011, 03:01:34 pm »
عشق یعنی اینکه یکی چتر بشه و دیگری هرگز نفهمه چطوری خیس نشده......!!!!!!!پس منم چترت میشمممم
دوست دارم  :ماچ:
بعضی وقتا آدما ب کسایی اعتماد میکنن و دوسشون دارن..که لیاقت هیچیو ندارن و نمیدونن که با هر دست بدی با همونم میگیری اخه بیچاره...وقتی1کیو ول کرده تورو بچسه؟چشاتو باز کن خنگول..اخرین حرفم بود

آفلاین wilson

  • *
  • تولید محتوا : 3
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    عاشق
    فعالیت : 1%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 4%

  • استان: tehran
  • مرکز سمپاد: دبیرستان علامه حلی 3 تهران
پاسخ : **__عشق یعنی__**
« پاسخ #9 : مارس 10, 2011, 02:44:39 pm »
عشق عشق یعنی خلوت و راز و نیاز
عشق یعنی محبت و سوز و گداز
عشق یعنی سوز بی ماوای ساز
عشق یعنی نغمه ای از روی ناز
عشق یعنی کوی ایمان و امید
عشق یعنی یک بغل یاس سپید
عشق یعنی یک ترنم از یه یار
عشق یعنی سبزی باغ و بهار
عشق یعنی لحظه دیدار یار
عشق یعنی انتهای انتظار
عشق یعنی وعده بوس و کنار
عشق یعنی یک تبسم بر لب زیبای یار
عشق یعنی حس نرم اطلسی
عشق یعنی با خدا در بی کسی
عشق یعنی همکلام بی صدا
عشق یعنی بی نهایت تا خدا
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی از فراقش سوختن
عشق یعنی سر به در اویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی بنده فرمان شدن
عشق یعنی تا ابد رسوا شدن
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست
عشق یعنی هر چه در دل آرزوست
عشق یعنی یک تیمم یک نماز
عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی یک تبسم یک نگاه
عشق یعنی یک تکیه گاه و جان پناه
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی پیش محبوبت بمیر
عشق یعنی از رضایش عمر گیر
عشق یعنی زندگی را بندگی
عشق یعنی بندگی آزادگی

نه همين غمكده، اي مرغك تنها قفس است / گر تو آزاد نباشي همه دنيا قفس است
تا پر و بال تو و راه تماشا بسته است / هر كجا هست، زمين تا به ثريا قفس است
تا كه نادان به جهان حكمروايي دارد / همه جا در نظر مردم دانا قفس است.

آخ جون : گروه زدبازی اعلام کرد سامان ویلسون هنوز عضو زدبازی هست ولی به دلایل شخصی چند سالی در آهنگ ها حضور نداشته

آفلاین wilson

  • *
  • تولید محتوا : 3
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    عاشق
    فعالیت : 1%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 4%

  • استان: tehran
  • مرکز سمپاد: دبیرستان علامه حلی 3 تهران
پاسخ : **__عشق یعنی__**
« پاسخ #10 : مارس 10, 2011, 02:46:49 pm »
عشق یعنی شب نیایش با خدا
تا طلوع صبح دلتنگی دعا

عشق یعنی آه دیگر پشت آه
سوز دل را پرکشاندن تا به ماه

عشق یعنی گریه های بی صدا
چشم خیس دختری دور از نگاه

عشق یعنی لحظه های انتظار
دل به فردا بستن و روز بهار

عشق یعنی بارش از دیده چو ابر
 بهر دیدار دوباره باز صبر

عشق یعنی بهترین حس نیاز
 سوی تنها خالق هستی نماز

عشق یعنی این منه دیوانه وار
 کرده ام خود را فدای عشق یار
نه همين غمكده، اي مرغك تنها قفس است / گر تو آزاد نباشي همه دنيا قفس است
تا پر و بال تو و راه تماشا بسته است / هر كجا هست، زمين تا به ثريا قفس است
تا كه نادان به جهان حكمروايي دارد / همه جا در نظر مردم دانا قفس است.

آخ جون : گروه زدبازی اعلام کرد سامان ویلسون هنوز عضو زدبازی هست ولی به دلایل شخصی چند سالی در آهنگ ها حضور نداشته

آفلاین salan

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 3%
    خلاقیت : 1%

نه میخوام بین منو بین دلش جنگ بشه
« پاسخ #11 : مارس 11, 2011, 03:44:00 pm »



نه میخوام بین منو بین دلش جنگ بشه

نه میخوام عشقی که اون نداره کمرنگ بشه

من فقط یهچیزی از خدا میخوام

واسه یک بار که شده دلش برام تنگ بشه
حکمت وزیدن باد رقصاندن شاخه ها نیست انتخاب ریشه هاست

آفلاین سالاری

  • *
  • تولید محتوا : 6
  • حالت من:
    خونسرد
  • مدال ها این نشان به مدیر انجمن هایی تعلق ميگيرد كه انجمنشان رو به بهترین شکل اداره کنند.
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 67%
    خلاقیت : 3%

  • استان: یزد
پاسخ : عاشقانه ها...
« پاسخ #12 : مارس 13, 2011, 06:06:09 pm »
زیباترین...

می خندی و تمام لبت قند می شود
یعنی که عشق صاحب فرزند می شود

جایی که سبز چشم تو بر آسمان وزید
زیباترین بهار خداوند می شود

گل می کند طراوت البرز در دلم
وقتی تنت سپید دماوند می شود

این شعر تازه شیربهای لب تو بود
حالا لبت عروس دو لبخند می شود


فصل بهار ، ماه عسل زیر نور ماه
یک شب اقامت دو نفر چند می شود ؟

 ناصر حامدی
همه چی از یاد آدم می ره مگه یادش که همیشه یادشه...

آفلاین سالاری

  • *
  • تولید محتوا : 6
  • حالت من:
    خونسرد
  • مدال ها این نشان به مدیر انجمن هایی تعلق ميگيرد كه انجمنشان رو به بهترین شکل اداره کنند.
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 67%
    خلاقیت : 3%

  • استان: یزد
پاسخ : عاشقانه ها...
« پاسخ #13 : آوریل 05, 2011, 03:44:25 pm »
بیستون عشق

سرگذشتی بی سرانجام است و آنی بیش نیست
بشنو اما از زبان بی زبانی بیش نیست

پرتوی یک لحظه آمد در دلم تابید و رفت
آری آن آتش که می سوزاند آنی بیش نیست

سالهای سال دنبال کسی بودم ولی
آنچه در دل می نشیند بی نشانی بیش نیست

عشق را بر بیستون بادها حک کرده اند
قصه قرهاد و شیرین داستانی بیش نیست

قصه پروانه جانا آخرش خاکستر است
داستان های حماسی هفت خوانی بیش نیست

عشوه معشوقه باید خاک را آتش کند
آنکه اخمی می کند نامهربانی بیش نیست

پیش آن آتش نشان باید شبی بر باد رفت
آنکه سرگردان شود بی خانمانی بیش نیست

راه دل را پای سر پیماید اما آنچه را
عقل من قد می دهد از نردبانی بیش نیست

عاقلان گفتند فکر آب و نان باشم ولی
شکر، در خورجینم از غم آب و نانی بیش نیست

پیش از این گفتم که جانم را نثارت می کنم
من غلط کردم پشیمانم که جانی بیش نیست

عشق، عالم را سراسر دست نابودی دهد
حیف در دستان این عالم توانی بیش نیست

من نمی گویم که دیدم عشق با جانم چه کرد
آنچه را گفتیم و گفتند از گمانی بیش نیست

قصه از این باب می گویم که شبها بگذرد
ورنه فصل بی تو بودن ها خزانی بیش نیست

راست می گویند حرف عشق کار حرف نیست
هرچه گفتم خوب می بینم بیانی بیش نیست

پروانه پرتوی
همه چی از یاد آدم می ره مگه یادش که همیشه یادشه...

آفلاین A_Lovely

  • مسئول گروه تخصصی طراحی حزب نوین
  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    شاد و سرحال
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 16%
    خلاقیت : 1%

و نام من شقایق شد...
« پاسخ #14 : آوریل 09, 2011, 02:31:48 pm »
شعر رو شاعرانه  عشاقانه و با احساس بخونید

شقایق گفت: با خنده نه بیمارم نه تب دارم
اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم
گلی بودم به صحرایی نه با ایر رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق وشیدایی
یکی از روزهایی که زمین تبدار وسوزان بود
و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه
 و من بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت
ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته
و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیر لب میگفت
شنیدم سخت شیدا بود نمیدانم چه بیماری به جان دلبرش افتاده بود _اما_
طبیبان گفته بوددندش اگر یک شاخه گل آرد
از آن نوعی که من بودم بگیرند ریشه اش و بسوزاند
شود مرهم
برای دلبرش آندم شفا یابد
چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابا را
بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده
و یک دم هم نیاسوده که افتاده چشم او ناگه به روی من
بدن لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من
به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و به ره افتارد
او می رفت و من در دست او بودم و او هر لحظه سر رو به بالا ها شکر خدا می کرد
پس ار چندی
هوا چون کوره آتش زمین می سوخت
و دیگر داشت در دستم تمام ریشه ام می سوخت
 به لب هایی که تاول داشت گفت: اما چه باید  کرد؟
در این صحرا که آبی نیست
به جانم هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من
برای دلبرم هرگز دوایی نیست
و از این گل که جایی نیست
خودش هم تشنه بود اما!
نمی فهمید
 حالم چنان می رفت و در دست او بودم
دلم می سوخت اما راه پایان کو؟
نه حتی آب نسیمی در بیابان کو؟
و دیگر داشت در در دستش تمام جان من می سوخت
که ناگه
رو زانوهای خود خم شد درگر از صبر او کم شد دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد
آنگه
مرا در گوشه از بیابان کاشت
نشست و سینه را با سنگ خارایی زهم بشکافت
اما  ! آه
صدای قلب او گویی جهان زیرو رو می کرد
زمین آسمان را پشت رو می کرد
و هر چیزی که هرجا بود با غم روبه رو میکرد
نمی دانم چه می گویم
به جای آب خونش را
به من می داد
و بر لب های او فریاد
"بمان ای گل"
که تو تاج سرم هستی
دوای دلبرم هستی
"بمان ای گل"
و من ماندم
نشان عشق و شیدایی
و با این رنگ و زیبایی
و نام من شقایق شد...
« آخرين ويرايش: نوامبر 01, 2011, 09:35:51 pm توسط سالاری »
مسابقه دوست داشتنی طراحی( همراه با جایزه ) :روانی:
شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید

آفلاین سالاری

  • *
  • تولید محتوا : 6
  • حالت من:
    خونسرد
  • مدال ها این نشان به مدیر انجمن هایی تعلق ميگيرد كه انجمنشان رو به بهترین شکل اداره کنند.
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 67%
    خلاقیت : 3%

  • استان: یزد
پاسخ : عاشقانه ها...
« پاسخ #15 : آوریل 15, 2011, 12:20:08 am »
عقل و عشق

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم
با عقل آب عشق به یک جو نمی‌رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز
صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم
پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم
خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست
شاهد شو ای شرار محبت که بی‌غشم
باور مکن که طعنه‌ی طوفان روزگار
جز در هوای زلف تو دارد مشوشم
سروی شدم به دولت آزادگی که سر
با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم
دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان
لب میگزد چو غنچه‌ی خندان که خامشم
هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پری‌وشم
لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی
تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم
ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار
این کار تست من همه جور تو می‌کشم

شهریار
همه چی از یاد آدم می ره مگه یادش که همیشه یادشه...

آفلاین سالاری

  • *
  • تولید محتوا : 6
  • حالت من:
    خونسرد
  • مدال ها این نشان به مدیر انجمن هایی تعلق ميگيرد كه انجمنشان رو به بهترین شکل اداره کنند.
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 67%
    خلاقیت : 3%

  • استان: یزد
همه چی از یاد آدم می ره مگه یادش که همیشه یادشه...

آفلاین سالاری

  • *
  • تولید محتوا : 6
  • حالت من:
    خونسرد
  • مدال ها این نشان به مدیر انجمن هایی تعلق ميگيرد كه انجمنشان رو به بهترین شکل اداره کنند.
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 67%
    خلاقیت : 3%

  • استان: یزد
پاسخ : عاشقانه ها...
« پاسخ #17 : ژوئن 15, 2011, 04:21:06 pm »
غم عشق

در کار جهان هیچکس ابهام ندارد
تنها غم عشق است که فرجام ندارد

ما سوخته ها طعمه همواره عشقیم
این آتش کهنه هوس خام ندارد

از روز و شبم جز تو ندارم خبر ای ماه
دیوانگی من سحر و شام ندارد

بگذار که با یاد تو غافل شود از تو
این مرغک وحشی خبر از بام ندارد

هرچند پریشان ولی آسوده ترینم
دیوانه غم گردش ایام ندارد

ماییم و غمی کهنه تر از روز نخستین
تا سلسله درد سرانجام ندارد

بگذار چموشانه رهایم کنی ای دل
بگذار بگویند: دلی رام ندارد

بگذار برای همه بیواسطه باشی
مانند شرابی که غم جام ندارد

آرامش مرداب برای تو عذابست
تو رودی و جریان تو آرام ندارد

سیروس عبدی
همه چی از یاد آدم می ره مگه یادش که همیشه یادشه...

آفلاین سالاری

  • *
  • تولید محتوا : 6
  • حالت من:
    خونسرد
  • مدال ها این نشان به مدیر انجمن هایی تعلق ميگيرد كه انجمنشان رو به بهترین شکل اداره کنند.
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 67%
    خلاقیت : 3%

  • استان: یزد
پاسخ : عاشقانه ها...
« پاسخ #18 : ژوئن 17, 2011, 05:09:15 pm »
شاهد افلاکی

چون زلف توام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم، من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری، تو عشقی و تو جانی
خواهم که‌ ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
ای شاهد افلاکی در مست و در پاکی
من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی
در سینه‌ی سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده‌ی بیدارم پیدایی و پنهانی
من زمزمه‌ی عودم، تو زمزمه‌ پردازی
من سلسله‌ی موجم، تو سلسله‌ جبنانی
از آتش سودایت دارم من و دارد دل
دلقی که‌ نمی بینی دردی که‌ نمی دانی
دل با من و جان بی تو، نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من، نستانم و بستانی
ای چشم رهی سویت، کو چشم رهی جویه‌ ؟
روی از من سرگردان شاید که‌ نگردانی

شاعر: کارو
همه چی از یاد آدم می ره مگه یادش که همیشه یادشه...

آفلاین bahar.

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • فعالیت : 1%
    کیفیت : 37%
    خلاقیت : 1%

پاسخ : عاشقانه ها...
« پاسخ #19 : ژوئیه 08, 2011, 05:07:35 pm »
عشق هرجا رو کند آنجا خوش است
گر به دریا افکند دریا خوش است

گر بسوزاند در آتش دلکش است
ای خوشا آن دل که در این آتش است

تا بینی عشق را ایینه وار
آتشی از جان خاموشت برآر

هر چه می خواهی به دنیا نگر
دشمنی از خود نداری سخت تر

عشق پیروزت کند بر خویشتن
عشق آتش می زند در ما و من

عشق را دریاب و خود را واگذار
تا بیابی جان نو خورشیدوار

عشق هستی زا و روح افزا بود
هر چه فرمان می دهد زیبا بود

شاید یه کسی شب ها برای اینکه خواب تورو ببینه به خدا التماس می کنه ،شاید یه کسی به محض دیدن تو دستش یخ میزنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه
مطمئن باش یه کسی شب ها به خاطر تو توی دریای اشک می خوابه ،ولی تو اون رو نمی بینی!

 

Powered by SMF 2.0 | SMF © 2006–2009, Simple Machines LLC