« پاسخ #140 : نوامبر 11, 2011, 06:05:56 pm »
روزی می آید،
مردی که عالم را نجات می دهد
مردی که در میان ظلمت به دنیا می آید
مردی که در کودکی رنج و سختی دیده
به هنگام جوانی روزگار تبعید را چشیده
در میان سیل غربت رنگ تنهایی دیده
ناگهان بر می خیزد
دنیا را زیر و رو می کند
آزادی را اجرا می کند
دنیا را زیبا می کند
مردم کشورش را خندان می کند
همه چشمشان به دهان اوست..
آری ما این چنین ایم، انسان هایی بی اراده که در خواب و تخیل سیر می کنیم
من و توئی که در خیالمان قهرمان می پرورانیم
دنیای تراژدی این است.قهرمان ظهور می کند، قهرمان می میرد، تا به خود می آییم میبینیم گوسفندانی بودیم که با صدای نی قهرمانان این سو و آن سو می کردیم.چه غم انگیز و حقیقی.
*نیرمان*

خارج شده است
You cant make up your mind, mind, mind, mind, mind
Please dont waste my time, time, time, time, time
Im not tryin to rewind, wind, wind, wind, wind