به نظرتون چه عاملی باعث شده تا این مردم این شکلی باشن؟چرا ما نمیتونیم؟
راستش من کسی نیستم که شایستگی پاسخ به این سوال رو داشته باشه. من نه ژاپن رفتم، نه مردم شناسی خوندم و... . اما به عنوان نظر شخصی، باید بگم که ژاپن هم کشور با فرهنگیه. ما علاوه بر تمدن های قلب زمین(خاورمیانه) تمدن های شرق آسیا رو هم داریم که ژاپن در اون حوزه تمدنی قرار می گیره. در نظر داشته باشید ما ایرانیا خیلی برتر از این حرفا بودیم. اما این که چرا الآن دیگه مثل سابق نیستیم، دلیلش واضحه. دلیلش اینه که ما دشمنای قدرتمندی داریم؛ دشمنانی که در هنگام استعمار نو در ایران، تا جایی که تونستند، مصرف گرایی رو در ایران تقویت کردند؛ سپس در دورانی که ما از زیر بار استعمار نو(حداقل در ظاهر) بیرون اومدیم، شروع کردند به کارای فرهنگی و استعمار پست مدرن ایران. وقتی یه ایرانی، فقط امروز خودش رو می بینه، وقتی سفر خارج می خواد بره، وقتی راحت طلبه و .... شما چه انتظاری می تونین ازش داشته باشین.
ژاپن هم اگر الآن ابرقدرت می بود(مثل نیمه اول امپراطوری هیروهیتو) مطمئن باشید الآن وضعش بهتر از ما نمی بود. اما ژاپن دیگه ابرقدرت جهانی نیست؛ نه نیروی نظامی، نه قوه اطلاعاتی، نه فرهنگ و سیاست مغایر با غرب. این کشور به دلیل داشتن مرز مشترک با روسیه، برای آمریکا خیلی مهم است.
شاید باور نکنید که آموزش ژاپنی ها از مهد کودک گرفته تا تحصیلات تکمیلی، پس از جنگ توسط آمریکا صورت گرفته.
این که ژاپن پس از جنگ و شکستن پیمان روبرتو، با خاک تقریبا یکسان شد، و بعد الآن تبدیل شده به بزرگترین اقتصاد جهان پس از چین و آمریکا، دلیلش اینه که مردمش برای ساختن کشورشون، یک پارچه شدند و باتوجه به این که حاکمان و قدرتمندان از دل خود مردم بودند، تونستن با یه اقتصاد لیبرالی(با توجه به همسویی با آمریکا) و سرمایه گذاری یهودیان و آمریکا در این کشور، خودشون رو بسازند. اما در مورد ایران، اسما ما قرار بود اسلامی باشیم، بعد اقتصادمون لیبرال شد، در حالی که این جا طبقه قدرتمند، از دل مردم نبودند و خودشون رو وارث مملکت می دونستند؛ طافته جدا بافته می دونستند. اینجا یه عده خیلی رفتن بالا؛ بعد چون فرهنگمون به تاراج رفته و مصرف گرا و تجمل زده شده، همه مردم می خوان اون طوری باشن؛ حالا اگر الآن ندارن، به هر کاری دست می زنن تا بهش برسن؛ و وقتی هم بهش برسن، باز خودشون رو جدا از سایرین می دونند. اسممون هم مسلمونه! مسلمونی که عقیده داره رزق و روزی رو خدا می رسونه؛ مسلمونی که عقیده داره اگر الآن پولش از پارو بالا میره، بخش اضافیش سهم فقراست. الآن هم همین طوره، این سیل اخیر و اون تاسیسات اتمی، بلای خانمان سوزی برای ژاپن بود؛ ولی می بینید که مجددا بدون مشکلی سر پا میاد.
این رو قبول ندارم که ما نمی تونیم اون طوری باشیم؛ ما برتر از اون بودیم و می تونیم باز هم برگردیم به ارزش هامون. اما این که چرا ما اون طوری نیستیم، رو می خوام از شما بپرسم:
فرض کنید ازدواج کرده اید؛ آیا حاظرین تو یه خونه معمولی 50-60 متری زندگی کنین، ماشین نداشته باشین و با اتوبوس و مترو و دوچرخه رفت و آمد کنین، طلا و جواهرات کمی داشته باشید که تو خونه و تو مهمونی همون رو استفاده کنین، سالی یه بار برای نوروز کیف و کفش و لباس بخرین(اونم یه دست) و طول سال همون رو استفاده کنین، مسافرت می رین برای تمام فامیل سوغات نیارین، مهمونی ها و مجالستون رو با کلی غذاهای مختلف تو باغ های اعیونی برگزار نکنین، فریزر و مایکروفر نداشته باشید و مواد غذایی هر روز رو همون روز بخرید، یه تلویزیون کوچک داشته باشید، سحر ها بلند شید و کمی پس از غروب آفتاب بخوابید، و روزی 18 ساعت کار کنید؟
اگر روزی توانستید بگویید بله، اون روز پول ملی کشورتون باارزش خواهد بود، یکی از قوی ترین خودروسازها و پیشرفته ترین صنایع رو خواهد داشت. ما خودمون نمی خوایم تغییر کنیم. من نمی گم مثل ژاپنیه بشیم که خودمون ماشین سوار نشیم، بعد تویوتا و نیسان و هوندا بسازیم برای دیگران. من نمی گم روزی 18 ساعت کار کردن خوبه؛ نمی گم تو یه خونه 40 متری بدون اتاق خواب زندگی کردن خوبه. من می گم همه چیمون تعادل باید داشته باشه. و این نیاز به یک اصلاح عمده داره. البته یه نظریه هست در مورد انقلاب ها. و ما هم انقلاب کرده ایم. اگر اون درست باشه، وقتی نسل من و شما(نسل سوم) به قدرت برسن، تازه ما درست می شیم.
اما خلاصه امر؛ از نظر من این شبکه رسانه ای غرب و هالیوود، از زرادخانه های اتمی جهان برای ما خطرناک تر است. ما آدم بودیم تا قبل از این که با تبلیغات بازرگانی و مصرف گرایی پدرمون رو دربیاره. قبل از این که غرب زده بشیم.
حالا هم برای این که مثل ژاپنی ها بشیم، دو تا راه داریم.
یکی اینه که قبول کنیم دیگه ابرقدرت نیستیم، سازمان های دفاعی و اطلاعاتیمون رو منحل کنیم، و به غرب بگیم قربان. بعدش مثل آلمان و ژاپن و کره جنوبی، میان فرهنگمون رو طوری می کنند، که مثل کارگرا براشون کار کنیم. یه زمانی سیاهپوستا رو میاوردن و به زور ازشون کار می کشیدند و سیاها مثل همین ژاپنیا زندگی می کردن؛ الآن دوران زور گذشته، الآن کاری می کنند خودش اون طوری باشه و برای مهم نباشه دور و برش چه خبره.
و راه دوم اینه که مثل مرد هممون با هر عقیده ای که داریم، بیایم سر مشتکاتمون بایستیم و مثل مرد از این دوست داشتن های جاهلیمون دست برداریم و هر جایی که هستیم، سعی کنیم آدم باشیم. به این چرت و پرتایی که به خوردمون می دن، بگیم نه.
شما کدوم یکیش رو انتخاب می کنید؟
ببخشید که یه نمه سیاسی شد و طولانی بود.