به نام یگانه استاد دانشگاه عشق...
سلام
شعریست وصف امروز جوانان دیروز:
مريز آبروي سرازيرِ ما را
به ما بازده نان و انجير ما را
خدايا! اگر دستبند تجمّل
نميبست دست كمانگير ما را،
كسي تا قيامت نمي كرد پيدا
از آن گوشه ي كهكشان تيرِ ما را
ولي خسته بوديم و ياران همدل
به ناني گرفتند شمشير ما را
ولي خسته بوديم و مي برد طوفان
تمام شكوه اساطير ما را
طلا را كه مس كرد، ديگر ندانم
چه خاصيّتي بود اكسير ما را
محمد کاظم کاظمی