نویسنده موضوع: اتل متل‌ يه‌ مادر  (دفعات بازدید: 58 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین ر.م

  • *
  • تولید محتوا : 4
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    قاطی
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 5%

  • استان: قم
  • مرکز سمپاد: فرزانگان قم-دبیرستان
اتل متل‌ يه‌ مادر
« : ژانویه 19, 2012, 05:55:03 pm »
اتل متل‌ يه‌ مادر
نحيف‌ و زار و خسته‌
با صورتي‌ حزين‌ و
دستاي‌ پينه‌ بسته‌
بپرس‌ ازش‌ تا بگه‌
چه‌ جور ميشه‌ سوخت‌ و ساخت‌
با بيست‌ هزار تومن‌ پول‌
اجاره‌ خونه‌ پرداخت‌
اجاره‌هاي‌ سنگين‌
خرج‌ مدرسه‌ ما
خرج‌ معاش‌ خونه‌
خرج‌ دواي‌ مينا
بپرس‌ ازش‌ تا بگه‌
چه‌ جوري‌ ميشه‌ جنگ‌ كرد
با سيلي‌ جاي‌ سرخاب‌
صورتا رو قشنگ‌ كرد
بپرس‌ ازش‌ تا بگه‌
چه‌ جوري‌ ميشه‌ جنگ‌ كرد
يااينكه‌ بي‌ رنگ‌ مو
موي‌ سياهو رنگ‌ كرد
وقتي‌ كه‌ گفتند بابا
تو جبهه‌ها شهيد شد
خودم‌ ديدم‌ يك‌ شبه‌
چند تا موهاش‌ سفيد شد
مي‌ خواي‌ بدوني‌ چرا
نصف‌ موهاش‌ سفيده‌؟
بپرس‌ كه‌ بعد بابا
چي‌ ديده‌، چي‌ كشيده‌
يا ميره‌ داروخانه‌
برا دواي‌ مينا
يا كه‌ ميره‌ سمساري‌
يا كه‌ بهشت‌ زهرا(س‌)
يه‌ روز به‌ دنبال‌ وام‌
مامان‌ ميره‌ به‌ بنياد
يه‌ روز به‌ دنبال‌ كار
پيرِ آدم‌ درمياد
هر وقت‌ به‌ مامان‌ ميگم‌:
«طعم‌ غذات‌ عاليه‌»
مامان‌ با گريه‌ ميگه‌:
«جاي‌ بابات‌ خاليه‌»
بعضي‌ روزا كه‌ توي‌
خونه‌ غذا نداريم‌
غذاي‌ روز قبلو
برا مينا ميذاريم‌
مينا با غم‌ ميپرسه‌:
«غذا فقط‌ همينه‌؟»
مامان‌ با گريه‌ ميگه‌:
«بابات‌ كجاس‌ ببينه‌؟»
وقتي‌ كه‌ بيست‌ مي‌گيرم‌
مياد پيشم‌ ميشينه‌
نوازشم‌ مي‌كنه‌
نمره‌ها مو مي‌بينه‌
ميگم‌: «معلمم‌ گفت‌
كه‌ نمره هات‌ عاليه‌»
مامان‌ با گريه‌ ميگه‌:
«جاي‌ بابات‌ خاليه‌»
يه‌ بار گفتم‌: «مامان‌ جون‌
اين‌ آقا بقاليه‌
با طعنه‌ گفت‌ تو خونه‌
جاي‌ بابات‌ خاليه‌؟»
تا حرف‌ من‌ تموم‌ شد
با دست‌ تو صورتش‌ زد
با گريه‌ گفت‌: «اي‌ خدا
بي‌شرفي‌ تا اين‌ حد؟»
ميگم‌ : «مامان‌ راست‌ بگو
اگه‌ بابا دوست‌ داشت‌
چرا ازت‌ جدا شد
پس‌ چرا تنهات‌ گذاشت‌؟»
چشم‌ ميدوزه‌ تو چشمام‌
لب‌ ميگزه‌ ، مي‌خنده‌
بيرون‌ ميره‌ از اتاق‌
محكم‌ در و مي‌بنده‌
رفتم‌ و از لاي‌ در
توي‌ اتاقو و ديدم‌
صداي‌ گريه‌هاشو
از لاي‌ در شنيدم‌
داشت‌ با بابام‌ حرف‌ ميزد
چشاش‌ به‌ عكس‌ اون‌ بود
انگار كه‌ توي‌ گلوش‌
يه‌ تيكه‌ استخون‌ بود
«مرتضي‌ جون‌ ميدونم‌
زنده‌اي‌ و نمردي‌
بعد خدا و مولا
ما رو به‌ كي‌ سپردي‌؟
دست‌ خوش‌ آقا مرتضي‌
خوش‌ به‌ حالت‌ كه‌ رفتي‌
ما اينجا مستأجريم‌
تو اونجا جا گرفتي‌؟
خواستگاريم‌ يادته‌؟
چند تا سكه‌ مهرمه‌
مهريه‌ مو كي‌ ميدي‌؟
گره‌ توي‌ كار مه‌
مهريه‌مو كي‌ ميدي‌
دختر مون‌ مريضه‌
بياببين‌ كه‌ موهاش‌
تند تند داره‌ ميريزه‌
مهريه‌مو كي‌ ميدي‌؟
اجاره‌ خونه‌ داريم‌
صاحب‌ خونه‌ مي‌گفتش‌
ديگه‌ مهلت‌ نداريم‌
امروز كه‌ صاحب‌ خونه‌
اومد برا اجاره‌
همسايمون‌ وقتي‌ گفت‌
مهلت‌ بده‌ نداره‌
يهو تو كوچه‌ داد زد:
اينا همش‌ بهونه‌اس‌
دق‌ّ اجاره‌ داره‌
دردش‌ اجاره‌ خونه‌اس‌
به‌ من‌ چه‌ شوهرش‌ رفت‌
يا كه‌ زن‌ شهيده‌
خونه‌ اجاره‌ كرده‌
يا خونه‌ مو خريده‌؟
درد دل‌ خسته‌مو
فقط‌ برا تو گفتم‌
چون‌ از تموم‌ مردم‌
«به‌ من‌ چه‌» مي‌شنفتم‌
ميگم‌ خونه‌ نداريم‌
خيلي‌ مريضه‌ بچه‌
ساية‌ سرنداريم‌
همه‌ ميگن‌ «به‌ من‌ چه‌»
با آه‌ خود به‌ عكس‌
بابا جونم‌ جون‌ ميده‌
چادرو وَرميداره‌
موهاشو نشون‌ ميده‌
صورتشو ميذاره‌
روصورت‌ شهيدش‌
بابام‌ نگاه‌ مي‌كنه‌
به‌ موهاي‌ سفيدش‌
اشك‌ مامان‌ مي‌ريزه‌
روصورت‌ باباجون‌
بابام‌ گربه‌ ميكنه‌
براي‌ غمهاي‌ اون‌
بابا با چشماش‌ ميگه‌
قشنگ‌ِ مهر بونم‌
همسر خوب‌ و تنهام‌
غصه‌ نخور مي‌دونم‌
اتل‌ متل‌ يه‌ مادر
نحيف‌ و زار و خسته‌
با صورتي‌ حزين‌ و
دستاي‌ پينه‌ بسته‌
دستاي‌ پينه‌دارش‌
عجب‌ حماسه‌ سازه‌
دستايي‌ كه‌ شوهرش‌
خيلي‌ به‌ اون‌ مينازه‌
دستايي‌ كه‌ پرچم‌ِ
بابا رو ورميداره‌
توي‌ خزون‌ غيرت‌
دستايي‌ كه‌ بهاره‌
دستايي‌ كه‌ عينهو
دست‌ بابا مي‌مونه‌
نمي‌ذاره‌ سلاح‌ِ
بابام‌ زمين‌ بمونه‌
دستي‌ كه‌ بچه‌هاشو
بسيجي‌ بار مياره‌
بذر غيرت‌ و ايمان‌
تو روحشون‌ ميكاره‌
درسته‌ كه‌ شوهرش‌
تو جبهه‌ها شهيد شد
درسته‌ كه‌ موي‌ اون‌
بعد بابا سفيد شد
اما خون‌ بابا و
موهاي‌ مادر من‌
وقتي‌ با هم‌ جمع‌ شدن‌
سيلي‌ زدن‌ به‌ دشمن‌
سرخي‌ صورت‌ اون‌
سرخي‌ خون‌ باباست‌
موي‌ سفيد مادر
افتخار بچه‌هاست‌
بايد فهميده‌ باشي‌
چه‌ جوري‌ ميشه‌ جنگ‌ كرد
با سيلي‌ جاي‌ سرخاب‌
صورتا رو قشنگ‌ كرد
بايد فهميده‌باشي‌
چه‌ جوري‌ ميشه‌ جنگ‌ كرد
يا اينكه‌ بي‌رنگ‌ مو
موي‌ سياهو رنگ‌ كرد
اتل‌ متل‌ يه‌ مادر
خيلي‌ چيزا ميدونه‌
از بي‌مروّتيها
از بازي‌ زمونه‌
اي‌ كه‌ در اين‌ حوالي‌
غربت‌ مارو ديدي‌
صداي‌ ناله‌هاي‌
مادرمو شنيدي‌
دست‌ رو گوشات‌ گذاشتي‌
چشماتو خيره‌ كردي‌
زل‌ زدي‌ به‌ مادرم‌
فكر كردي‌ خيلي‌ مردي‌؟
تو كه‌ به‌ زخم‌ قلب‌
مامان‌ نمك‌ گذاشتي‌
اگه‌ مامان‌ بميره‌
مادرمو تو كشتي‌
اگه‌ بابام‌ نبودش‌
هر چي‌ داشتي‌ مي‌خوردن‌
مال‌ و منالت‌ كه‌ هيچ‌
مادرتم‌ مي‌بردن‌
اگه‌ مامان‌ بميره‌
دق‌ مي‌كنم‌، مي‌ميرم‌
پيش‌ خدا و بابام‌
من‌ جلو تو مي‌گيرم
راستش نمی دونم شاعرش کیه اما خیلی به دلم نشست :لبخند:
من یک دختـ ــــ ــر ایــــرانــ ـیــ ـــم
بــــــــدان «حــ ـــ ـوای » کسی نـــــمی شــوم که به «هـ ـــ ــوای» دیگری برود...
تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد...
روح خــ ــــ ـــ ـداست که در مــــــن دمیـــده شده و احسـ ـــ ـاس نام گرفته ، ارزان نمی فروشمش...
دستــ ـــ ـهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد؛بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــر کس نمی سپارمش...

آفلاین محمد رضا عطائی

  • *
  • تولید محتوا : 1
  • جنسيت : پسر
  • حالت من:
    عاشق
  • مدال ها این نشان به افرادی تعلق میگیرند که وفادار همیشگی و امین سایت باشند.
  • فعالیت : 99%
    کیفیت : 24%
    خلاقیت : 1%

  • استان: خراسان رضوی
  • مرکز سمپاد: دبیرستان شهید هاشمی نژاد یک مشهد
پاسخ : اتل متل‌ يه‌ مادر
« پاسخ #1 : ژانویه 19, 2012, 06:01:47 pm »
عالی بود. شاعرش یع شاعر انقلابیه که دهه 60 شعراش را تو صدا سیما می خونده؛ همه شعراش هم با اتل متل شروع می شه.
دو سال شد؛ دیدی که آمریکا به ما حمله نکرد؟ امیدوارم این رو ببینی!

من برتر و بهتر از اینم که بخوام به کسی چیزی یاد بدم؛در عوض آن ها را سوق می دهم که بیاندیشند.

شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید

شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید

آفلاین نیوتون

  • *
  • تولید محتوا : 0
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    مهربون
    فعالیت : 1%
    کیفیت : 75%
    خلاقیت : 1%

  • استان: ورامین
  • مرکز سمپاد: دبیرستان شریعت
پاسخ : اتل متل‌ يه‌ مادر
« پاسخ #2 : ژانویه 20, 2012, 09:28:25 pm »
خیلی عالی بود :تشکر:
خدایا اگر روزی بشر گردی  ز حال بندگانت باخبر گردی  پشیمان میشوی از قصه خلقت از این بودن از این بدعت
خداوندا تو مسئولی
            تو میدانی
ک انسان بودن و ماندن در این دنیا چ دشوار است

آفلاین ر.م

  • *
  • تولید محتوا : 4
  • جنسيت : دختر
  • حالت من:
    قاطی
    فعالیت : 99%
    کیفیت : 99%
    خلاقیت : 5%

  • استان: قم
  • مرکز سمپاد: فرزانگان قم-دبیرستان
پاسخ : اتل متل‌ يه‌ مادر
« پاسخ #3 : ژانویه 20, 2012, 09:41:18 pm »
شما اجازه دیدن این لینک را ندارید. عضو یا وارد شوید
خیلی عالی بود :تشکر:
مرسی
و خداوند تشکر رو آفرید...:-"
 :اسپم:
 :دی
من یک دختـ ــــ ــر ایــــرانــ ـیــ ـــم
بــــــــدان «حــ ـــ ـوای » کسی نـــــمی شــوم که به «هـ ـــ ــوای» دیگری برود...
تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد...
روح خــ ــــ ـــ ـداست که در مــــــن دمیـــده شده و احسـ ـــ ـاس نام گرفته ، ارزان نمی فروشمش...
دستــ ـــ ـهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد؛بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــر کس نمی سپارمش...

 

Powered by SMF 2.0 | SMF © 2006–2009, Simple Machines LLC