0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
در هیچ زبانی از زبانهای دنیا واژهای پیدا نمیشود که بتوان با آن خوکچه هندیهایی که از دلیل مرگ خود بیخبرند را تسلی داد.نقل از نامهی یکی از بازماندگان فاجعهی هیروشیما
من به هيچ زني برخورد نكرده ام كه چيزي ازبزرگي در او نباشد.. موريس مترلينگ ..
نه طوطي باش كه گفته ديگران را تكرار كني و نه بلبل باش كه گفته خود را هدر دهي.. سعيد نفيسي ..
«خدا که فقط متعلق به آدمهای خوب نیست،خدا خدای آدمهای خلافکار هم هست و فقط خداست که بین بندگانش فرقی نمیگذارد فیالواقع خداوند اند لطافت اند بخشش اند بیخیالشدن و اند چشمپوشی و اند رفاقت است.رفیق خوب و با مرام همه چیزش را پای رفاقت میگذارد.بایستی ما یک فکری به حال اهلیشدن آدمها بکنیم اهلیکردن یعنی ایجاد علاقهکردن و این تنها راه رسیدن به خداست و خیلی هم مهم است... »سخنرانی رضا مارمولک در سکانس پایانی فیلم مارمولک
«چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی من بی دفاعم... من شریف تربیت شدم من شریف بزرگ شدم... نه کسی منو می شناخت... نه کسی بنده رو می دید... نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگر... همهٔ سهم بنده از زندگی کار کردن در زیر زمین ادارهٔ بایگانی بود لای پرونده ها... من ساده بودم من همه چیز رو باور می کردم، من با هیچ کس مخالفت نمی کردم... سرم به کار خودم بود و شریف بودم... من نمی خواستم به بانک برم، من نمی تونستم طبابت کنم، من نمی تونستم سرهنگ باشم، من نمی خواستم شعر بگم، من مقاومت کردم تا حد توانم... اما من توانم کم بود... بنده ضعیف بودم، برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران... و من به همه احترام می گذاشتم... من به همه احترام می گذاشتم، و من شروع کردم به بازی کردن... و من شروع کردم به سرگرم شدن... و بعضی وقت ها یادم رفت که کجام... و همهٔ این هایی که می گند مال من نیست، حق من نیست... و من اشتباهی ام... من از اولش هم اشتباهی بودم... بله من یادم رفت که این ها مال من نیست و من اشتباهی ام، تقصیر من بود... تقصیر دیگران هم بود... اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم.... من هیچ چیز رو توی جیبم نذاشتم... من از سهم کسی نزدم... من فقط اشتباهی بودم... خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم... خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم... من فقط اشتباهی بودم... چه دفاعی از خودم بکنم؟... من بی دفاعم... حالا من مانده ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم... جناب قاضی من از هیچ کس توقعی ندارم... خدایا تو منو ببخش...من اشتباهی بودم!!!...»مهران مدیری در سکانس آخر فیلم مرد هزار چهره
بدون که یه روزی هست که هیچ کس تو رو نخواهد شناخت؛بدون که یه روز نابود می شی؛بدون که پایان،پایان سرنوشسته؛پس یک قصه ای بنویس،با پایانی که در آن شروع می درخشد...
شیر افریقایی هر شب که می خوابد می داند که فردا باید از کند ترین غزال افریقایی کمی تند تر بدود تا از گرسنگی نمیرد.وغزال آفریقایی هر شب که می خوابد می داند که فردا باید از تند ترین شیر آفریقایی کمی تند تر بدود تا کشته نشود .مهم نیست که تو شیر هستی یا غزال مهم این است که فردا را از امروز تند تر بدوی
مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدستآورید وگرنه ناچارخواهید بود چیزهایی را که بدست آوردهاید دوست داشتهباشید جرج برنارد شاو
فرق انسان و سگ در آنست که اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت.تولستوی
اگر میخواهید در زندگی دوستان وفادار و یاران غمخوار داشتهباشید، کم و خیلی دیر با مردم دوست شوید .هرشل
دوست هر کس خرد و دانش او و دشمنش جهل و نادانی اوست.امام رضا(ع)
کرم شبتاب گفت : ای رفیق خرگوش من میکوشم تا با روشنایی خود جنگل را روشن کنم اما دیگران مسخره ام میکنند و میگویند : با یک گل که بهار نمیشود.خرگوش گفت : ما نیز میگوئیم اما یک نور هر چقدر هم که کم باشد باز هم روشنایی است صمد بهرنگی[/l]
در طوفان های زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است
راز موقع دوستی را زمان دشمنی ابراز کردن؛ دور از جوانمردی انسانیت و مردانگی است.امام جعفر صادق(ع)
مرگ خیلی آسان میتواند به سراغ من بیاید، اما من تا میتوانم زندگی کنم، نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شوم که میشوم، مهم نیست. مهم این است که زندگی یا مرگ من، چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.
حقیقت داروی تلخی است که ثمرات شیرینی دارد.
عشق مانند ساعت شنی همان طور که قلب را پر می کند مغز را خالی می کند.
اگر خاموش باشی تا دیگران به سخن آورندت بهتر از این است که در حال سخن گفتن دیگران خاموشت کنند.
دنیا آن قدر وسیع است که برای همه ی مخلوقات جایی هست، پس به جای اینکه جای کسی را بگیرید تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید.
هیچ چیز نیک یا بد نیست ولی شیوه تفکّر ما امور را نیک یا بد جلوه می دهد.
باور کردنِ وجود شیاطین آسان تر از اعتقاد به وجود آدم های شیطان صفت است.دارن شان/لرد لاس
سم:درست مثل داستان های معروف آقای فرودو،اونهایی که واقعا مهم بودند.اون هایی که پر از خطر و تاریکی بودند و گاهی آدم دلش نمی خواست آخر قصه رو بدونه ...چون نمی تونست پایان خوبی داشته باشه !چطور دنیا می تونه پر از خوبی باشه ...در حالی که اینقدر اتفاقات بد میفته؟ ولی در نهایت ، این سایه ...گذراست.حتی تاریکی هم باید بگذره. و جای خودش رو به روز بده . وقتی خورشید دوباره می تابه ، درخشان تر خواهد تابید.این ها داستان هایی بودند که توی ذهن باقی موندن...و معنا پیدا کردن.حتی اگر موقع شنیدنوشون کویچک بودی و دلیلش رو نمی فهمیدی . ولی آقای فرودو ، حالا می فهمم.حالا می فهمم.آدم های توی اون قصه ها می تونستن تسلیم بشن ، ولی این کار رو نکردن.ادامه دادن ...چون به هدفشون ایمان داشتن .فرودو: ما به چی ایمان داریم سم ؟سم: که توی دنیا خوبی هم هست آقای فرودو. و ارزش جنگیدن رو داره .
بیش تر آدم ها وقتی تحت فشار قرار می گیرند، توانایی انجام سخت ترین کارها را پیدا می کنند.دارن شان/ لرد لاس
فرودو: سم!ما قرار گذاشتیم شهرمون رو نجات بدیم، شهر نجات پیدا کرد اما من هنوز نجات پیدا نکردم.سم:امیدوارم منظورت رفتن نباشه
تا وقتی که صداقت داریم هیچ مشکلی پیش نمیاد.
انتقام ناشی از ضعف روحی کسانی است که قادر نیستند ناملایمات را تحمل کنند.